fibrins

[ایالات متحده]/ˈfaɪbrɪnz/
[بریتانیا]/ˈfaɪbrɪnz/

ترجمه

n.پروتئین‌های فیبری که در لخته شدن خون دخیل هستند

عبارات و ترکیب‌ها

fibrins network

شبکه فیبرین

fibrins formation

تشکیل فیبرین

fibrins degradation

تجزیه فیبرین

fibrins synthesis

سنتز فیبرین

fibrins analysis

تجزیه و تحلیل فیبرین

fibrins concentration

غلظت فیبرین

fibrins activity

فعالیت فیبرین

fibrins role

نقش فیبرین

fibrins levels

سطح فیبرین

fibrins types

انواع فیبرین

جملات نمونه

fibrins play a crucial role in blood clotting.

فیبرین‌ها نقش حیاتی در انعقاد خون ایفا می‌کنند.

the presence of fibrins can indicate a health issue.

وجود فیبرین‌ها می‌تواند نشان‌دهنده یک مشکل سلامتی باشد.

fibrins are formed during the healing process.

فیبرین‌ها در طول فرآیند بهبودی تشکیل می‌شوند.

doctors often measure fibrins in patients with clotting disorders.

پزشکان اغلب سطح فیبرین را در بیماران مبتلا به اختلالات انعقادی اندازه‌گیری می‌کنند.

high levels of fibrins can lead to complications.

سطح بالای فیبرین‌ها می‌تواند منجر به عوارض شود.

fibrins can be visualized under a microscope.

می‌توان فیبرین‌ها را با استفاده از میکروسکوپ مشاهده کرد.

research on fibrins is important for developing new treatments.

تحقیقات در مورد فیبرین‌ها برای توسعه درمان‌های جدید مهم است.

fibrins contribute to the stability of blood clots.

فیبرین‌ها به پایداری لخته‌های خون کمک می‌کنند.

patients with high fibrins may require further evaluation.

بیماران با سطح بالای فیبرین ممکن است به ارزیابی بیشتر نیاز داشته باشند.

understanding the role of fibrins is essential in medicine.

درک نقش فیبرین‌ها در پزشکی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید