fibulas

[ایالات متحده]/ˈfɪbjʊləz/
[بریتانیا]/ˈfɪbələs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استخوان‌های ساق پا؛ سنجاق یا قفل باستانی یونانی یا رومی

عبارات و ترکیب‌ها

broken fibulas

فیبولاهای شکسته

fibulas anatomy

آناتومی فیبولا

fibulas fracture

شکستگی فیبولا

fibulas repair

ترمیم فیبولا

fibulas injury

آسیب فیبولا

fibulas length

طول فیبولا

fibulas support

حمایت از فیبولا

fibulas role

نقش فیبولا

fibulas alignment

تراز فیبولا

fibulas position

موقعیت فیبولا

جملات نمونه

fibulas are important for the structure of the leg.

فیبولاها برای ساختار پا مهم هستند.

doctors often examine fibulas for signs of injury.

پزشکان اغلب فیبولاها را برای علائم آسیب بررسی می‌کنند.

in anatomy class, we learned about the fibulas.

در کلاس آناتومی، درباره فیبولاها یاد گرفتیم.

fibulas can be fractured during sports activities.

فیبولاها می‌توانند در طول فعالیت‌های ورزشی شکستگی پیدا کنند.

some animals have fibulas that differ from humans.

برخی از حیوانات فیبولاهایی دارند که با انسان‌ها متفاوت است.

surgeons may need to repair broken fibulas.

جراحان ممکن است نیاز به ترمیم فیبولاهای شکسته داشته باشند.

fibulas support the lower leg and ankle joint.

فیبولاها از ساق پا و مفصل مچ پا حمایت می‌کنند.

injuries to the fibulas can lead to mobility issues.

آسیب به فیبولاها می‌تواند منجر به مشکلات تحرک شود.

physical therapy can help recover from fibula injuries.

فیزیوتراپی می‌تواند به بهبودی از آسیب‌های فیبولا کمک کند.

understanding fibulas is crucial for orthopedic studies.

درک فیبولاها برای مطالعات ارتوپدی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید