fiddlesticks and nonsense
چرند و پرند
fiddlesticks to that
چرند و پرند برای آن
fiddlesticks, really
چرند و پرند، واقعاً
fiddlesticks, i say
چرند و پرند، من می گویم
fiddlesticks, no way
چرند و پرند، راهی نیست
fiddlesticks, nonsense
چرند و پرند
fiddlesticks, please
چرند و پرند، لطفاً
fiddlesticks, enough
چرند و پرند، کافیه
fiddlesticks, stop
چرند و پرند، متوقف شو
fiddlesticks, honestly
چرند و پرند، صادقانه
oh fiddlesticks, i forgot my keys again!
خدایای من، دوباره کلیدهایم را فراموش کردم!
don't be so negative; it's just fiddlesticks!
اینقدر منفی نباشید؛ فقط یک چیز بیاهمیت است!
when he said that, i thought it was just fiddlesticks.
وقتی او آن را گفت، فکر کردم فقط یک چیز بیاهمیت است.
fiddlesticks! i can't believe you did that.
خدایای من! باورم نمیشود این کار را انجام دادهای.
she dismissed his concerns with a wave of her hand, saying, 'fiddlesticks!'
او با یک حرکت دست نگرانیهای او را نادیده گرفت و گفت: 'خدایای من!'
it's all fiddlesticks if you ask me.
اگر از من بپرسید، همه آن چیزهای بیاهمیت هستند.
fiddlesticks, i thought we had more time!
خدایای من، فکر میکردم زمان بیشتری داریم!
he always says fiddlesticks when he doesn't agree.
وقتی مخالف است همیشه میگوید خدایای من!
that excuse is just a bunch of fiddlesticks.
آن بهانه فقط یک مشت چیز بیاهمیت است.
fiddlesticks! i can't stand this traffic anymore.
خدایای من! دیگر نمیتوانم تحمل این ترافیک را کنم.
fiddlesticks and nonsense
چرند و پرند
fiddlesticks to that
چرند و پرند برای آن
fiddlesticks, really
چرند و پرند، واقعاً
fiddlesticks, i say
چرند و پرند، من می گویم
fiddlesticks, no way
چرند و پرند، راهی نیست
fiddlesticks, nonsense
چرند و پرند
fiddlesticks, please
چرند و پرند، لطفاً
fiddlesticks, enough
چرند و پرند، کافیه
fiddlesticks, stop
چرند و پرند، متوقف شو
fiddlesticks, honestly
چرند و پرند، صادقانه
oh fiddlesticks, i forgot my keys again!
خدایای من، دوباره کلیدهایم را فراموش کردم!
don't be so negative; it's just fiddlesticks!
اینقدر منفی نباشید؛ فقط یک چیز بیاهمیت است!
when he said that, i thought it was just fiddlesticks.
وقتی او آن را گفت، فکر کردم فقط یک چیز بیاهمیت است.
fiddlesticks! i can't believe you did that.
خدایای من! باورم نمیشود این کار را انجام دادهای.
she dismissed his concerns with a wave of her hand, saying, 'fiddlesticks!'
او با یک حرکت دست نگرانیهای او را نادیده گرفت و گفت: 'خدایای من!'
it's all fiddlesticks if you ask me.
اگر از من بپرسید، همه آن چیزهای بیاهمیت هستند.
fiddlesticks, i thought we had more time!
خدایای من، فکر میکردم زمان بیشتری داریم!
he always says fiddlesticks when he doesn't agree.
وقتی مخالف است همیشه میگوید خدایای من!
that excuse is just a bunch of fiddlesticks.
آن بهانه فقط یک مشت چیز بیاهمیت است.
fiddlesticks! i can't stand this traffic anymore.
خدایای من! دیگر نمیتوانم تحمل این ترافیک را کنم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید