fiddlesticks

[ایالات متحده]/ˈfɪdəlstɪks/
[بریتانیا]/ˈfɪdəlstɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

int. بی‌معنا؛ احمقانه
interj. بی‌معنا؛ احمقانه

عبارات و ترکیب‌ها

fiddlesticks and nonsense

چرند و پرند

fiddlesticks to that

چرند و پرند برای آن

fiddlesticks, really

چرند و پرند، واقعاً

fiddlesticks, i say

چرند و پرند، من می گویم

fiddlesticks, no way

چرند و پرند، راهی نیست

fiddlesticks, nonsense

چرند و پرند

fiddlesticks, please

چرند و پرند، لطفاً

fiddlesticks, enough

چرند و پرند، کافیه

fiddlesticks, stop

چرند و پرند، متوقف شو

fiddlesticks, honestly

چرند و پرند، صادقانه

جملات نمونه

oh fiddlesticks, i forgot my keys again!

خدایای من، دوباره کلیدهایم را فراموش کردم!

don't be so negative; it's just fiddlesticks!

اینقدر منفی نباشید؛ فقط یک چیز بی‌اهمیت است!

when he said that, i thought it was just fiddlesticks.

وقتی او آن را گفت، فکر کردم فقط یک چیز بی‌اهمیت است.

fiddlesticks! i can't believe you did that.

خدایای من! باورم نمی‌شود این کار را انجام داده‌ای.

she dismissed his concerns with a wave of her hand, saying, 'fiddlesticks!'

او با یک حرکت دست نگرانی‌های او را نادیده گرفت و گفت: 'خدایای من!'

it's all fiddlesticks if you ask me.

اگر از من بپرسید، همه آن چیزهای بی‌اهمیت هستند.

fiddlesticks, i thought we had more time!

خدایای من، فکر می‌کردم زمان بیشتری داریم!

he always says fiddlesticks when he doesn't agree.

وقتی مخالف است همیشه می‌گوید خدایای من!

that excuse is just a bunch of fiddlesticks.

آن بهانه فقط یک مشت چیز بی‌اهمیت است.

fiddlesticks! i can't stand this traffic anymore.

خدایای من! دیگر نمی‌توانم تحمل این ترافیک را کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید