fido

[ایالات متحده]/'faɪdo/
[بریتانیا]/ˈfaɪdo/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سکه با نقص‌های ریختگی؛ بخارزای سوختی

جملات نمونه

Fido tended to slobber.

فی‌دُ به‌ تمایل زیاد، آب دهانش را می‌ریخت.

one whiff of clothing and Fido was off.

یک بوی لباس و فی‌دو رفت.

Start with your canine crudités; go to your Fido flambé for main course and for dessert, a Pekingese parfait.

با سبزیجات سگ‌مانند خود شروع کنید؛ سپس غذای اصلی خود، فیدو فلامبه را میل کنید و برای دسر، پارفوی پکینگیس را انتخاب کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید