fieldhand

[ایالات متحده]/ˈfiːld.hænd/
[بریتانیا]/ˈfiːld.hænd/

ترجمه

n. کارگر کشاورزی استخدام شده که در کارهای کشاورزی مشغول است
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

fieldhands

کارگر زمین

a fieldhand

یک کارگر زمین

the fieldhand

کارگر زمین

was fieldhand

کارگر زمین بود

is fieldhand

کارگر زمین است

fieldhand's work

کار کارگر زمین

being fieldhand

بودن کارگر زمین

fieldhands' labor

کار کارگران زمین

as fieldhand

به عنوان کارگر زمین

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید