| جمع | fieldhands |
fieldhands
کارگر زمین
a fieldhand
یک کارگر زمین
the fieldhand
کارگر زمین
was fieldhand
کارگر زمین بود
is fieldhand
کارگر زمین است
fieldhand's work
کار کارگر زمین
being fieldhand
بودن کارگر زمین
fieldhands' labor
کار کارگران زمین
as fieldhand
به عنوان کارگر زمین
fieldhands
کارگر زمین
a fieldhand
یک کارگر زمین
the fieldhand
کارگر زمین
was fieldhand
کارگر زمین بود
is fieldhand
کارگر زمین است
fieldhand's work
کار کارگر زمین
being fieldhand
بودن کارگر زمین
fieldhands' labor
کار کارگران زمین
as fieldhand
به عنوان کارگر زمین
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید