fieldhands

[ایالات متحده]/[ˈfiːldˌhændz]/
[بریتانیا]/[ˈfiːldˌhændz]/

ترجمه

n. افرادی که در زمینه‌های کشاورزی کار می‌کنند، به ویژه کارگران کشاورزی؛ یک فرد که زمین را کار می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

hiring fieldhands

استخدام کارگر زمینی

fieldhands working

کارگر زمینی کار می کنند

experienced fieldhands

کارگر زمینی با تجربه

local fieldhands

کارگر زمینی محلی

fieldhands gathered

کارگر زمینی جمع شده اند

overseeing fieldhands

نظارت بر کارگر زمینی

former fieldhands

کارگر زمینی سابق

tired fieldhands

کارگر زمینی خسته

young fieldhands

کارگر زمینی جوان

many fieldhands

تعداد زیادی کارگر زمینی

جملات نمونه

the fieldhands toiled under the scorching sun, harvesting the wheat.

کارگران زمین در زیر خورشید گرم کار می‌کردند و گندم را برداشت می‌کردند.

many fieldhands migrated to the cities seeking better employment opportunities.

بسیاری از کارگران زمین به شهرها مهاجرت کردند تا فرصت‌های کاری بهتری پیدا کنند.

the landowner relied heavily on the fieldhands to maintain his vast estate.

مالک زمین به شدت به کارگران زمین وابسته بود تا اراضی گسترده‌اش را حفظ کند.

fieldhands often faced harsh working conditions and low wages.

کارگران زمین اغلب با شرایط کاری سخت و حقوق پایین مواجه می‌شدند.

the foreman supervised the fieldhands as they planted the rice seedlings.

مأمور به کارگران زمین نظارت می‌کرد در حالی که نهال‌های برنج را کاشتند.

despite their hard work, the fieldhands received little recognition for their efforts.

با وجود کار سختشان، کارگران زمین به ندرت برای تلاش‌هایشان شناخته می‌شدند.

the fieldhands used simple tools like hoes and shovels to cultivate the land.

کارگران زمین از ابزارهای ساده‌ای مانند جوهر و چلوک برای فرآوری زمین استفاده می‌کردند.

a group of fieldhands were repairing the irrigation system after the storm.

گروهی از کارگران زمین پس از باران، سیستم آبیاری را تعمیر می‌کردند.

the fieldhands gathered at the end of the day to collect their pay.

کارگران زمین در پایان روز جمع می‌شدند تا پرداختی خود را دریافت کنند.

the aging fieldhands reminisced about the old farming methods.

کارگران زمین پیر شده، درباره روش‌های کشاورزی قدیمی یادآوری می‌شدند.

the fieldhands carefully tended to the crops, ensuring a bountiful harvest.

کارگران زمین با دقت به محصولات دست می‌زدند تا برداشت فراوانی داشته باشند.

the fieldhands demonstrated remarkable resilience in the face of adversity.

کارگران زمین در برابر سختی‌ها مقاومت بسیاری نشان دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید