fiesta

[ایالات متحده]/fɪ'estə/
[بریتانیا]/fɪ'ɛstə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جشنواره، جشن، مهمانی

عبارات و ترکیب‌ها

Fiesta music

موسیقی فیستا

Fiesta decorations

تزئینات فیستا

Fiesta food

غذاهای فیستا

جملات نمونه

the yearly fiesta of San Juan.

جشن سالانه سان خوان

the vintage car fiesta will be flagged off by the minister for tourism.

جشن حال و هوای ماشین‌های قدیمی با حضور وزیر گردشگری آغاز خواهد شد.

They are planning a fiesta for Cinco de Mayo.

آنها در حال برنامه‌ریزی برای یک فیستا در پنجم می هستند.

The town square was filled with people enjoying the fiesta.

میدان شهر مملو از مردمانی بود که از فیستا لذت می‌بردند.

The fiesta featured live music and traditional dances.

فیستا شامل موسیقی زنده و رقص‌های سنتی بود.

Everyone wore colorful costumes to the fiesta.

همه افراد لباس‌های رنگارنگ برای فیستا پوشیدند.

The fiesta lasted late into the night.

فیستا تا دیروقت شب ادامه داشت.

I bought some souvenirs at the fiesta.

من سوغاتی‌هایی در فیستا خریدم.

The fiesta atmosphere was lively and festive.

فضای فیستا پر جنب و جوش و جشن‌گونه بود.

The fiesta food was delicious and plentiful.

غذاهای فیستا خوشمزه و فراوان بودند.

The whole town came together to organize the fiesta.

کل شهر برای سازماندهی فیستا گرد هم آمدند.

The fiesta brought the community closer together.

فیستا باعث نزدیک‌تر شدن جامعه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید