fifths

[ایالات متحده]/fifθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پنجم

جملات نمونه

She divided the cake into fifths.

او کیک را به پنج قسمت تقسیم کرد.

He drank a fifth of whiskey last night.

او دیشب یک پنجم ویسکی نوشید.

They are in the fifth grade at school.

آنها در پایه پنجم مدرسه هستند.

The concert is on the fifth of July.

اجرا در پنجم مرداد است.

I am one-fifth of the way through the book.

من یک پنجم کتاب را خوانده ام.

He is one-fifth owner of the company.

او یک پنجم سهام شرکت را دارد.

The recipe calls for a fifth cup of sugar.

دستور غذا یک فنجان پنجم قند نیاز دارد.

The fifth wheel on the car is a spare.

پنجمین چرخ ماشین چرخ زاپاس است.

She is ranked fifth in the competition.

او در مسابقه رتبه پنجمی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید