figurative language
زبان استعاری
figurative meaning
معنای استعاری
(figurative) It was the study of history that gave birth to the social sciences.
(مجازي) مطالعه تاريخ بود که تولد علوم اجتماعي را رقم زد.
He imprisoned her,in a figurative sense.
او را به معنای مجازي، زندانی کرد.
(figurative) It’s good to have you on board (= working with us) for this project.
(مجازي) خوش آمدید به جمع ما (= با ما کار کنید) در این پروژه.
(figurative) This subject is definitely a no-go area (= we must not discuss it ).
(مجازی) این موضوع به طور قطع ممنوع بحث است (= ما نباید در مورد آن بحث کنیم).
"'A 'sweet temper' is a figurative expression, but 'sweet coffee' is not."
'خلق و خوي خوب' یک عبارت مجازي است، اما 'قهوه شیرین' نیست.
In the “Light of Dante” series, the flowing hitsui discards the figurative pictures, consciously transforms into abstract symbols.
در مجموعه “نور دانته”، دیسک هیتسو جریاندار، تصاویر استعاری را کنار میگذارد و به طور آگاهانه به نمادهای انتزاعی تبدیل میشود.
The logic analysis of anti-reality hypothesis compound sentence is to reveal its hidden logic thinking modalities which are different reasoning,counterevidence and figurative reasoning.
تجزیه و تحلیل منطقی جمله مرکب فرضیه ضد واقعیت برای آشکار کردن مدالیتهای تفکر منطقی پنهان آن است که شامل استدلال، شواهد متناقض و استدلال مجازي است.
Edward Hirsch successfully and skillfully uses many language devices in his love poem“REGRET”including figurative languages, sppech styles, enjambment, metaphors, images, oxymoron, and chiasmus.
ادوارد هيرش به طور موفق و ماهرانه از بسیاری از ابزارهای زبانی در شعر عاشقانه خود با عنوان“REGRET”استفاده میکند، از جمله زبان مجازي، سبک گفتار، انجمبمنت، استعاره، تصاویر، پارادوکس و کیاسمو.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید