filarial

[ایالات متحده]/fɪˈleə.ri.əl/
[بریتانیا]/fɪˈler.i.əl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به فیلاریه یا کرم‌های فیلاریه

عبارات و ترکیب‌ها

filarial infection

عفونت فیلاری

filarial disease

بیماری فیلاری

filarial worms

کرم‌های فیلاری

filarial transmission

انتقال فیلاری

filarial vector

بردار فیلاری

filarial lymphatic

لنفاوی فیلاری

filarial symptoms

علائم فیلاری

filarial treatment

درمان فیلاری

filarial preventive

پیشگیری فیلاری

filarial pathology

پاتولوژی فیلاری

جملات نمونه

the filarial infection can cause serious health issues.

عفونت فیلاریایی می‌تواند باعث مشکلات جدی سلامتی شود.

doctors recommend regular check-ups for filarial diseases.

پزشکان معاینات منظم را برای بیماری‌های فیلاریایی توصیه می‌کنند.

filarial worms are transmitted through mosquito bites.

کرم‌های فیلاریایی از طریق نیش پشه‌ها منتقل می‌شوند.

preventing filarial infections requires proper sanitation.

جلوگیری از عفونت فیلاریایی نیاز به بهداشت مناسب دارد.

filarial lymphatic filariasis is a major public health concern.

فیلاریای لنفاوی یک نگرانی جدی بهداشت عمومی است.

awareness campaigns focus on preventing filarial transmission.

کمپین‌های آگاهی‌رسانی بر جلوگیری از انتقال فیلاریایی تمرکز دارند.

filarial diseases can lead to disability if untreated.

بیماری‌های فیلاریایی می‌توانند در صورت عدم درمان منجر به ناتوانی شوند.

research is ongoing to develop vaccines against filarial infections.

تحقیقات برای توسعه واکسن‌های ضد عفونت فیلاریایی در حال انجام است.

filarial infections are prevalent in tropical regions.

عفونت‌های فیلاریایی در مناطق گرمسیری شایع هستند.

education about filarial diseases is crucial for prevention.

آموزش در مورد بیماری‌های فیلاریایی برای پیشگیری بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید