worm

[ایالات متحده]/wɜːm/
[بریتانیا]/wɜːrm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حشره; یک بی‌مهره نرم‌بدن و بلند که با خزیدن یا پیچیدن حرکت می‌کند
vt. حشرات را از بین بردن; به آرامی و با زحمت حرکت کردن
vi. به آرامی و با زحمت حرکت کردن یا پیشرفت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

worm gear

دنده کرم

worm wheel

چرخ کرم

worm drive

چرخ دنده کرمی

worm reducer

کاهنده کرمی

worm gearing

دنده کرم

cylindrical worm

کرم استوانه ای

worm oneself into

خود را در میان...

guinea worm

کرم گینه

worm shaft

شفت کرمی

silk worm

کرم ابریشم

جملات نمونه

The cycloidal equidistant-curve worm gearset is the new type of worm and worm gear transmission equipment.

چرخ‌دندک کروی با منحنی مساوی‌فاصله، نوع جدیدی از تجهیزات انتقال چرخ‌دندک و چرخ‌دنده است.

See also filarial worm, guinea worm, trichina.

همچنین به کرم قلابدار، کرم गिनी، و کرم‌های ریزی مراجعه کنید.

Because it is wormer in the south.

چون در جنوب گرمتر است.

worms that burrow through dead wood.

کرم‌هایی که از طریق چوب مرده عبور می‌کنند.

glow-worms glimpsing in the dark.

کرم های شب تاب که در تاریکی دیده می شوند.

many worm infections are clinically inapparent.

بسیاری از عفونت‌های کرم از نظر بالینی غیرقابل تشخیص هستند.

the worms are prolific egg-layers.

کرم‌ها تخم‌گذاری‌های پربار هستند.

Most worms cocoon in winter.

اکثر کرم‌ها در زمستان در حشرات خود قرار می‌گیرند.

Worms and snakes crawl.

کرم ها و مارها خزنده هستند.

The content of this page is from the WORMER port or WORMER customs import and export company directory;

محتوای این صفحه از بندر WORMER یا فهرست شرکت‌های واردات و صادرات گمرکی WORMER است.

wormed a confession out of the suspect.

از مظنون اعتراف گرفت.

He can't worm out of this situation.

او نمی‌تواند از این وضعیت فرار کند.

The bird had a worm in its beak.

پرنده یک کرم در نوک خود داشت.

The worm inched along.

کرم به آرامی حرکت کرد.

common brandling worm

کرم برندینگ رایج

Intermeshed worm and worm gear provide precise driving without gaps.

چرخ دنده کرم و چرخ دنده کرم درهم‌تنیده، رانندگی دقیق بدون شکاف ارائه می‌دهند.

a thin worm that squiggled in his palm.

یک کرم باریک که در کف دستش مارپیچ می‌شد.

I wormed my way along the roadside ditch.

من خودم را در طول جوی کنار جاده پیش بردم.

I did manage to worm a few details out of him.

من موفق شدم چند جزئیات را از او به دست بیاورم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید