filigrees

[ایالات متحده]/'fɪlɪɡriː/
[بریتانیا]/'fɪlɪɡri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اقلام ظریف ساخته شده از سیم طلا یا مواد دیگر با کیفیت بالا

جملات نمونه

to decorate with filigree

تزئین با زرکوب

filigrees of frosting on a cake.

زرق و برق روی کیک

The delicate filigree work on the jewelry is stunning.

کار ظریف و پیچیده روی جواهرات بسیار زیبا است.

She wore a filigree necklace that sparkled in the light.

او یک گردنبند با طرح филиگر که در نور می‌درخشید، به تن کرد.

The antique mirror frame was decorated with intricate filigree patterns.

قاب آینه قدیمی با طرح‌های филиگر پیچیده تزئین شده بود.

The filigree design on the gate added an elegant touch to the garden.

طرح филиگر روی دروازه، ظاهری شیک به باغ بخشید.

The filigree details on the dress made it look more luxurious.

جزئیات филиگر روی لباس باعث شد که لباس لوکس‌تر به نظر برسد.

The filigree patterns on the china plates were handcrafted.

طرح‌های филиگر روی بشقاب‌های چینی دست‌ساز بودند.

The filigree work on the antique clock was incredibly intricate.

کار филиگر روی ساعت قدیمی بسیار پیچیده بود.

The artist used filigree techniques to create a beautiful sculpture.

هنرمند از تکنیک‌های филиگر برای ایجاد یک مجسمه زیبا استفاده کرد.

The filigree border on the invitation card added a touch of elegance.

حاشیه филиگر روی کارت دعوت، ظاهری شیک به آن بخشید.

The filigree on the antique brooch was meticulously crafted.

طرح филиگر روی سنجاق سینه قدیمی با دقت فراوان ساخته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید