fille

[ایالات متحده]/fiːl/
[بریتانیا]/fiːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (فرانسوی) دختر؛ خدمتکار؛ زن جوان
Word Forms
جمعfilles

عبارات و ترکیب‌ها

little fille

دختر کوچک

fille friend

دوست دختر

fille power

قدرت دخترانه

fille style

سبک دخترانه

fille club

باشگاه دخترانه

fille talk

گفتگوی دخترانه

fille dress

لباس دخترانه

fille life

زندگی دخترانه

fille dreams

رویاهای دخترانه

fille fun

سرگرمی دخترانه

جملات نمونه

she is a bright and ambitious fille.

او باهوش و جاه طلب است.

this fille has a great sense of humor.

این دختره حس شوخ طبعی خوبی دارد.

every fille deserves an equal opportunity.

هر دختری شایسته فرصت برابر است.

the fille showed great talent in art.

او استعداد زیادی در هنر نشان داد.

she is a fille who loves to read.

او دختری است که عاشق خواندن است.

this fille is passionate about science.

او به علم علاقه دارد.

every fille should be encouraged to dream big.

باید هر دختری را تشویق کرد تا آرزوهای بزرگی کند.

the fille excelled in her studies.

او در تحصیلات خود پیشرفت کرد.

she is a confident fille who speaks her mind.

او دختری با اعتماد به نفس است که حرف خود را بیان می کند.

this fille is known for her kindness.

او به خاطر مهربانی اش شناخته می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید