fillips

[ایالات متحده]/'fɪlɪp/
[بریتانیا]/'fɪlɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک محرک؛ یک ضربه با انگشت
vt. با انگشت ضربه زدن
vi. با انگشت ضربه زدن

جملات نمونه

give sb. a fillip on the shoulder

ضربه‌ای شانه به شانه زدن به کسی

fillip away the dust on one's clothes

غبار را از روی لباس‌ها با یک ضربه دور کنید

the halving of car tax would provide a fillip to sales.

کاهش نصف تعرفه خودرو باعث افزایش فروش خواهد شد.

the Prince, by a fillip, made some of the wine fly in Oglethorpe's face.

شاهزاده با یک ضربه، باعث شد مقداری از شراب به صورت اوگلتروپ برخورد کند.

he filliped him over the nose.

او با یک ضربه بینی‌اش را زد.

pour, that the draught may fillip my remembrance.

بسیار خوب، تا طعم آن خاطره من را تازه کند.

Or tears drop when they fillip your son's pennis?

یا اشک‌ها می‌ریزند وقتی به آلت تناسلی پسر شما ضربه می‌زنند؟

the Green bandwagon provided a fillip for many companies tackling environmental problems.

گروه سبز، تحفه‌ای برای بسیاری از شرکت‌هایی که به دنبال حل مشکلات زیست‌محیطی هستند، فراهم کرد.

our aforesaid merchant filliped a nut sharply against his bullying giant.

تاجر مزبور ما با شدت یک گردو را در برابر غول زورگویش کوبید.

نمونه‌های واقعی

For the finale, the girl's beauty gave their filthy hearts a fillip.

در پایان، زیبایی دختران قلب‌های کثیف آن‌ها را پرانرژی کرد.

منبع: Pan Pan

Cheaper oil might give it a bit of a fillip.

روغن ارزان‌تر ممکن است کمی رونق ایجاد کند.

منبع: Financial Times Podcast

Villon fetched him a fillip on the nose, which turned his mirth into an attack of coughing.

ویلون ضربه‌ای به بینی او زد که شادی او را به حمله‌ای از سرفه تبدیل کرد.

منبع: The New Arabian Nights (Part Two)

Granted, many consumer-facing firms benefited from the fillip to households that came from Mr Biden's $1.9trn American Rescue Plan in March 2021.

بله، بسیاری از شرکت‌های رو به مصرف‌کننده از رونق خانواری که از طرح امداد آمریکای آقای بایدن به ارزش 1.9 تریلیون دلار در ماه مارس 2021 به دست آمد، بهره‌مند شدند.

منبع: Economist Business

The prospect of an elusive " soft landing" has combined with hype over the productivity-boosting promise of artificial intelligence (AI) to give investors a fillip.

احتمال یک "فرود نرم" مبهم در сочетании با تبلیغات در مورد وعده افزایش بهره‌وری هوش مصنوعی (AI) سرمایه‌گذاران را به وجد آورده است.

منبع: Economist Business

The fillip to Lockheed's shares owed more to its promise to return a slug of cash to shareholders than to any gung-ho predictions about orders.

رونق در سهام لاکهید بیشتر به وعده بازگرداندن بخشی از پول نقد به سهامداران نسبت به پیش‌بینی‌های جنگ‌طلبانه در مورد سفارش‌ها مربوط بود.

منبع: Economist Business

A natural fillip followed, the beetle went floundering into the aisle and lit on its back, and the hurt finger went into the boy's mouth.

یک رونق طبیعی دنبال شد، سوسک به طور نامطمئن وارد راهرو شد و روی پشتش نشست و انگشت آسیب‌دیده وارد دهان پسر شد.

منبع: The Adventures of Tom Sawyer

And it was this fillip that must have given the owner of our villa the confidence to show us Christ looking out at us, full face, unequivocally a man of power.

و این همان رونقی بود که باعث شد صاحب ویلای ما اعتماد به نفس داشته باشد تا عیسی را با تمام چهره‌اش به ما نشان دهد، به طور قاطع مردی با قدرت.

منبع: BBC documentary "A Hundred Treasures Talk About the Changes of Time"

There are days wi' you, as wi' other folk, I suppose, when yo' get up and go through th' hours, just longing for a bit of a change — a bit of a fillip, as it were.

روزهایی وجود دارد که با شما، مانند دیگران، حدس می‌زنم، وقتی از خواب بیدار می‌شوید و از طریق ساعات می‌گذرید، فقط مشتاق به تغییراتی هستید - کمی رونق، به عبارت دیگر.

منبع: The South and the North (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید