finocchios

[ایالات متحده]/fɪˈnɒkɪəʊz/
[بریتانیا]/fɪˈnɑːkiˌoʊz/

ترجمه

n. نوعی گیاه متعلق به خانواده هویج، شناخته شده برای برگ‌های پرمانند و دانه‌های معطر

عبارات و ترکیب‌ها

finocchios salad

سالاد فنوشیو

finocchios seeds

دانه‌های فنوشیو

finocchios recipe

دستور العمل فنوشیو

finocchios flavor

طعم فنوشیو

finocchios oil

روغن فنوشیو

finocchios dish

غذا فنوشیو

finocchios tea

چای فنوشیو

finocchios bulb

کَلزرد فنوشیو

finocchios benefits

فواید فنوشیو

finocchios plant

گیاه فنوشیو

جملات نمونه

finocchios are often used in italian cuisine.

فینوچیوها اغلب در آشپزی ایتالیایی استفاده می‌شوند.

she added finocchios to the salad for extra flavor.

او برای طعم بیشتر، فینوچیوها را به سالاد اضافه کرد.

finocchios can be roasted or eaten raw.

می‌توان فینوچیوها را کباب کرد یا خام خورد.

he enjoys cooking with finocchios in his dishes.

او از پخت و پز با فینوچیوها در غذاهایش لذت می‌برد.

finocchios are rich in vitamins and minerals.

فینوچیوها سرشار از ویتامین‌ها و مواد معدنی هستند.

in the market, finocchios were on sale this week.

در بازار، فینوچیوها این هفته به فروش می‌رسیدند.

she decided to make a soup with finocchios.

او تصمیم گرفت سوپی با فینوچیوها درست کند.

finocchios can enhance the taste of fish dishes.

فینوچیوها می‌توانند طعم غذاهای ماهی را افزایش دهند.

he prefers using fresh finocchios over dried ones.

او ترجیح می‌دهد از فینوچیوهای تازه به جای خشک استفاده کند.

finocchios are a great addition to any vegetable dish.

فینوچیوها یک افزودنی عالی به هر غذای سبزیجات هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید