firebacks

[ایالات متحده]/ˈfaɪəˌbæk/
[بریتانیا]/ˈfaɪərˌbæk/

ترجمه

n. یک صفحه فلزی در پشت شومینه؛ نوعی پرنده، قرقاول آفریقای جنوبی

عبارات و ترکیب‌ها

fireback effect

اثر بازخورد

fireback strategy

استراتژی بازخورد

fireback response

پاسخ بازخورد

fireback mechanism

مکانیزم بازخورد

fireback policy

سیاست بازخورد

fireback action

اقدام بازخورد

fireback plan

برنامه بازخورد

fireback measure

اقدام بازخورد

fireback tactic

تاکتیک بازخورد

fireback initiative

ابتکار عمل بازخورد

جملات نمونه

the fireback reflects heat back into the room.

بازتابنده گرما به داخل اتاق است.

we installed a fireback to improve the fireplace's efficiency.

ما یک صفحه پشتی نصب کردیم تا کارایی شومینه را بهبود بخشیم.

the antique fireback adds character to the living room.

صفحه پشتی قدیمی شخصیت به اتاق نشیمن اضافه می کند.

she admired the intricate design of the fireback.

او طراحی پیچیده صفحه پشتی را تحسین کرد.

he decided to restore the old fireback in his house.

او تصمیم گرفت صفحه پشتی قدیمی را در خانه خود بازسازی کند.

the fireback is made of cast iron for durability.

صفحه پشتی از چدن برای دوام ساخته شده است.

they chose a fireback that matches their fireplace decor.

آنها صفحه پشتی را انتخاب کردند که با دکور شومینه آنها مطابقت داشته باشد.

a fireback can enhance the aesthetic appeal of a room.

یک صفحه پشتی می تواند جذابیت زیبایی شناختی یک اتاق را افزایش دهد.

installing a fireback can save on heating costs.

نصب یک صفحه پشتی می تواند در هزینه های گرمایش صرفه جویی کند.

the fireback features a beautiful relief pattern.

صفحه پشتی دارای یک الگوی برجسته زیبا است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید