firebomber

[ایالات متحده]/ˈfaɪəˌbɒmə/
[بریتانیا]/ˈfaɪərˌbɑːmər/

ترجمه

n. کسی که با بمب‌های آتش‌زا حمله می‌کند؛ کسی که با بمب‌های آتش‌زا بمباران می‌کند؛ کسی که بمب‌های آتش‌زا را رها می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

firebomber attack

حمله با بمب‌افکن

firebomber squad

گروه آتش افکن

firebomber mission

ماموریت آتش افکن

firebomber pilot

خلبان آتش افکن

firebomber aircraft

هواپیمای آتش افکن

firebomber operation

عملیات آتش افکن

firebomber team

تیم آتش افکن

firebomber unit

واحد آتش افکن

firebomber strategy

استراتژی آتش افکن

firebomber support

حمایت آتش افکن

جملات نمونه

the firebomber dropped water on the blazing forest.

خلبان آتش‌افکن آب را بر روی جنگل در حال سوختن انداخت.

firebombers are crucial in fighting wildfires.

آتش‌افکن‌ها در مبارزه با آتش‌سوزی‌ها حیاتی هستند.

the firebomber crew worked tirelessly during the crisis.

خدمه آتش‌افکن در طول بحران به طور خستگی‌ناپذیر کار کردند.

local authorities deployed a firebomber to the scene.

مقامات محلی یک آتش‌افکن را به صحنه اعزام کردند.

the firebomber was equipped with advanced technology.

آتش‌افکن مجهز به فناوری پیشرفته بود.

firebombers play a significant role in emergency response.

آتش‌افکن‌ها نقش مهمی در پاسخ به شرایط اضطراری ایفا می‌کنند.

the firebomber flew low to assess the damage.

آتش‌افکن برای ارزیابی خسارت در ارتفاع پایین پرواز کرد.

firebombers can help contain the spread of fire.

آتش‌افکن‌ها می‌توانند به مهار گسترش آتش کمک کنند.

training for firebomber pilots is extensive and rigorous.

آموزش خلبانان آتش‌افکن گسترده و سخت است.

residents watched as the firebomber made its rounds.

ساکنان شاهد بودند که آتش‌افکن دور صحنه را می‌گشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید