fireflies

[ایالات متحده]/ˈfaɪəflaɪz/
[بریتانیا]/ˈfaɪərflaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حشرات پرنده کوچک که نور تولید می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

glowing fireflies

حشرات شب‌تاب درخشان

catching fireflies

گرفتن کرم‌های شب‌تاب

fireflies dance

رقص کرم‌های شب‌تاب

fireflies glow

درخشش کرم‌های شب‌تاب

fireflies in summer

کرم‌های شب‌تاب در تابستان

fireflies at night

کرم‌های شب‌تاب در شب

fireflies light

نور کرم‌های شب‌تاب

watching fireflies

تماشای کرم‌های شب‌تاب

fireflies illuminate

کرم‌های شب‌تاب روشن می‌کنند

جملات نمونه

fireflies light up the night sky.

حشرات شب‌تاب آسمان شب را روشن می‌کنند.

we caught fireflies in a jar.

ما حشرات شب‌تاب را در یک شیشه گرفتیم.

watching fireflies is a magical experience.

تماشای حشرات شب‌تاب تجربه‌ای جادویی است.

fireflies are often seen in the summer.

حشرات شب‌تاب اغلب در تابستان دیده می‌شوند.

children love to chase fireflies at dusk.

کودکان عاشق تعقیب حشرات شب‌تاب در هنگام غروب هستند.

fireflies blink their lights to attract mates.

حشرات شب‌تاب برای جذب جفت نور چشمک می‌زنند.

in some cultures, fireflies symbolize hope.

در برخی فرهنگ‌ها، حشرات شب‌تاب نمادی از امید هستند.

fireflies are fascinating insects to observe.

حشرات شب‌تاب حشرات جالبی برای مشاهده هستند.

we enjoyed a picnic while watching fireflies.

ما از یک پیک‌نیک در حالی که حشرات شب‌تاب را تماشا می‌کردیم لذت بردیم.

fireflies create a beautiful display in the garden.

حشرات شب‌تاب یک نمایش زیبا در باغ ایجاد می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید