firelight

[ایالات متحده]/'faɪəlaɪt/
[بریتانیا]/'faɪɚlaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوری که توسط آتش تولید می‌شود، به‌ویژه در یک شومینه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

cozy firelight

نور ملایم آتش

crackling firelight

نور آتشکشان

جملات نمونه

The firelight danced on the walls of the cabin.

نور آتش روی دیوارها کابین می‌رقصید.

They sat around the firelight, sharing stories and laughter.

آنها دور نور آتش نشستند، داستان‌ها و خنده‌ها را با هم تقسیم کردند.

The firelight flickered as the wind blew through the trees.

نور آتش سوسو زد زیرا باد از میان درختان می‌وزید.

She found comfort in the warm glow of the firelight.

او آرامش را در روشنایی گرم نور آتش یافت.

The firelight cast a warm and inviting glow over the room.

نور آتش یک روشنایی گرم و دلپذیر را در سراسر اتاق پخش کرد.

The firelight illuminated the faces of the campers as they roasted marshmallows.

نور آتش چهره‌های کمپ‌گذاران را در حالی که مارشمالو درست می‌کردند روشن کرد.

The firelight created a cozy atmosphere in the living room.

نور آتش یک فضای دنج در اتاق نشیمن ایجاد کرد.

In the flickering firelight, shadows danced across the forest floor.

در نور آتش سوسو زننده، سایه‌ها در کف جنگل می‌رقصیدند.

The firelight glowed brightly against the dark night sky.

نور آتش در برابر آسمان شب تاریک به شدت می‌درخشید.

The firelight crackled and popped as the logs burned in the fireplace.

نور آتش با صدای ترک خوردن و پف کردن در حالی که هیزم‌ها در شومینه می‌سوختند، صدا می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید