firelock

[ایالات متحده]/ˈfaɪəlɒk/
[بریتانیا]/ˈfaɪərlɑk/

ترجمه

n. تفنگ قدیمی که با سنگ چخماق روشن می‌شود؛ تفنگ سنگ چخماق؛ تفنگ چخماق مچ

عبارات و ترکیب‌ها

firelock door

در ایمنی

firelock system

سیستم ایمنی

firelock safety

ایمنی قفل

firelock inspection

بازرسی قفل

firelock mechanism

مکانیزم قفل

firelock equipment

تجهیزات قفل

firelock policy

سیاست قفل

firelock procedure

روش کار قفل

firelock regulations

مقررات قفل

firelock standards

استانداردهای قفل

جملات نمونه

the firelock was designed for hunting in the woods.

سلاح آتشین برای شکار در جنگل‌ها طراحی شده بود.

he carefully cleaned the firelock after the trip.

او پس از سفر، با دقت سلاح آتشین را تمیز کرد.

the museum displayed an antique firelock from the 18th century.

موزه یک سلاح آتشین قدیمی متعلق به قرن هجدهم را به نمایش گذاشت.

firelocks were commonly used in military battles.

سلاح‌های آتشین به طور معمول در نبردهای نظامی استفاده می‌شدند.

he learned how to load and fire a firelock safely.

او یاد گرفت که چگونه به طور ایمن یک سلاح آتشین را بارگیری و شلیک کند.

the firelock's mechanism was quite complex.

مکانیزم سلاح آتشین بسیار پیچیده بود.

she admired the craftsmanship of the old firelock.

او از هنر ساخت سلاح آتشین قدیمی تحسین کرد.

firelocks were essential tools for early settlers.

سلاح‌های آتشین ابزارهای ضروری برای مهاجران اولیه بودند.

he displayed his firelock collection proudly.

او به افتخار کلکسیون سلاح‌های آتشین خود به نمایش گذاشت.

the firelock was a symbol of power and protection.

سلاح آتشین نمادی از قدرت و محافظت بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید