fireproofed

[ایالات متحده]/ˈfaɪəpruːfd/
[بریتانیا]/ˈfaɪərpruft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مقاوم به آتش ساخته شده

عبارات و ترکیب‌ها

fireproofed walls

دیوارهای ضد حریق

fireproofed materials

مواد ضد حریق

fireproofed clothing

لباس‌های ضد حریق

fireproofed doors

درهای ضد حریق

fireproofed safes

صندوق‌های ضد حریق

fireproofed coatings

روکش‌های ضد حریق

fireproofed insulation

عایق‌بندی ضد حریق

fireproofed structures

ساختارهای ضد حریق

fireproofed equipment

تجهیزات ضد حریق

fireproofed furniture

وسایل ضد حریق

جملات نمونه

the building was fireproofed to ensure safety.

ساختمان برای اطمینان از ایمنی، ضد حریق شد.

we fireproofed the materials to comply with regulations.

ما مواد را برای رعایت مقررات، ضد حریق کردیم.

they fireproofed the entire structure before construction.

آنها قبل از ساخت و ساز، کل سازه را ضد حریق کردند.

the fireproofed curtains helped prevent the spread of flames.

پرده‌های ضد حریق به جلوگیری از گسترش شعله‌ها کمک کردند.

it's important to have fireproofed insulation in your home.

داشتن عایق ضد حریق در خانه شما مهم است.

they decided to fireproof the attic for added safety.

آنها تصمیم گرفتند برای ایمنی بیشتر، زیر شیروانی را ضد حریق کنند.

fireproofed equipment is essential in hazardous environments.

تجهیزات ضد حریق در محیط‌های خطرناک ضروری هستند.

we need to ensure that all wiring is fireproofed.

ما باید اطمینان حاصل کنیم که تمام سیم‌کشی‌ها ضد حریق هستند.

fireproofed doors can save lives during a fire.

درهای ضد حریق می‌توانند در هنگام آتش‌سوزی جان انسان‌ها را نجات دهند.

the factory was fireproofed to protect valuable machinery.

کارخانه برای محافظت از ماشین‌آلات با ارزش، ضد حریق شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید