firetail

[ایالات متحده]/ˈfaɪəteɪl/
[بریتانیا]/ˈfaɪrteɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پرنده که به خاطر پرهای دم متمایز خود شناخته شده است؛ به طور خاص به برخی از گونه‌های خانواده پرندگان اشاره دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

firetail finch

مرغ آتش‌دَمی

firetail butterfly

پروانه آتش‌دَمی

firetail lizard

لاک‌پشت آتش‌دَمی

firetail fish

ماهی آتش‌دَمی

firetail flower

گل آتش‌دَمی

firetail bird

پرنده آتش‌دَمی

firetail moth

سوسری آتش‌دَمی

firetail plant

گیاه آتش‌دَمی

firetail tree

درخت آتش‌دَمی

firetail species

گونه آتش‌دَمی

جملات نمونه

the firetail bird is known for its vibrant colors.

پرنده آتش‌دُم به خاطر رنگ‌های زنده خود مشهور است.

we spotted a firetail while hiking in the forest.

ما در حین پیاده‌روی در جنگل یک آتش‌دُم دیدیم.

firetails can often be seen near water sources.

اغلب می‌توان آتش‌دُم‌ها را در نزدیکی منابع آب دید.

photographers love to capture the beauty of the firetail.

عکاسان عاشق ثبت زیبایی آتش‌دُم هستند.

the firetail's song is melodious and enchanting.

آهنگ آتش‌دُم دلنشین و مسحورکننده است.

firetails are a rare sight in urban areas.

دیدن آتش‌دُم در مناطق شهری نادر است.

many birdwatchers travel far to see the firetail.

بسیاری از پرنده‌نگران برای دیدن آتش‌دُم مسافت زیادی را طی می‌کنند.

the firetail is often mistaken for other similar species.

اغلب آتش‌دُم با گونه‌های مشابه اشتباه گرفته می‌شود.

conservation efforts are in place to protect the firetail habitat.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از زیستگاه آتش‌دُم در جریان است.

learning about the firetail can enhance your birdwatching skills.

آشنایی با آتش‌دُم می‌تواند مهارت‌های پرنده‌نگری شما را ارتقا دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید