| جمع | firewaters |
firewater drink
نوشیدنی آتشین
firewater whiskey
ویسکی آتشین
firewater spirits
توابع آتشین
firewater brew
آبجو آتشین
firewater cocktail
کوکتل آتشین
firewater shot
شات آتشین
firewater party
مهمانی آتشین
firewater tasting
تست آتشین
firewater festival
جشنواره آتشین
firewater supply
تامین آتشین
he poured himself a glass of firewater.
او لیوانی آتشدان برای خود ریخت.
they celebrated with firewater and laughter.
آنها با آتشدان و خنده جشن گرفتند.
firewater is often served at festivals.
آتشدان اغلب در جشنوارهها سرو میشود.
be careful with firewater; it’s very strong.
با آتشدان مراقب باشید؛ بسیار قوی است.
he swore off firewater after that night.
او بعد از آن شب آتشدان را کنار گذاشت.
the locals offered us firewater as a welcome.
محلیها آتشدان را به عنوان خوشامدگویی به ما پیشنهاد کردند.
she enjoys sipping firewater by the campfire.
او از نوشیدن آتشدان کنار آتش کمپ لذت میبرد.
firewater can be a dangerous drink if overindulged.
اگر زیادهروی شود، آتشدان میتواند یک نوشیدنی خطرناک باشد.
he brought a bottle of firewater to the party.
او یک بطری آتشدان به مهمانی آورد.
they shared stories over firewater late into the night.
آنها تا دیروقت شب داستانهایی را در کنار آتشدان به اشتراک گذاشتند.
firewater drink
نوشیدنی آتشین
firewater whiskey
ویسکی آتشین
firewater spirits
توابع آتشین
firewater brew
آبجو آتشین
firewater cocktail
کوکتل آتشین
firewater shot
شات آتشین
firewater party
مهمانی آتشین
firewater tasting
تست آتشین
firewater festival
جشنواره آتشین
firewater supply
تامین آتشین
he poured himself a glass of firewater.
او لیوانی آتشدان برای خود ریخت.
they celebrated with firewater and laughter.
آنها با آتشدان و خنده جشن گرفتند.
firewater is often served at festivals.
آتشدان اغلب در جشنوارهها سرو میشود.
be careful with firewater; it’s very strong.
با آتشدان مراقب باشید؛ بسیار قوی است.
he swore off firewater after that night.
او بعد از آن شب آتشدان را کنار گذاشت.
the locals offered us firewater as a welcome.
محلیها آتشدان را به عنوان خوشامدگویی به ما پیشنهاد کردند.
she enjoys sipping firewater by the campfire.
او از نوشیدن آتشدان کنار آتش کمپ لذت میبرد.
firewater can be a dangerous drink if overindulged.
اگر زیادهروی شود، آتشدان میتواند یک نوشیدنی خطرناک باشد.
he brought a bottle of firewater to the party.
او یک بطری آتشدان به مهمانی آورد.
they shared stories over firewater late into the night.
آنها تا دیروقت شب داستانهایی را در کنار آتشدان به اشتراک گذاشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید