firewater

[ایالات متحده]/ˈfaɪəˌwɔːtə/
[بریتانیا]/ˈfaɪərˌwɔtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مشروب الکلی قوی؛ مشروبی که از غلات یا میوه‌های تخمیر شده تهیه می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

firewater drink

نوشیدنی آتشین

firewater whiskey

ویسکی آتشین

firewater spirits

توابع آتشین

firewater brew

آبجو آتشین

firewater cocktail

کوکتل آتشین

firewater shot

شات آتشین

firewater party

مهمانی آتشین

firewater tasting

تست آتشین

firewater festival

جشنواره آتشین

firewater supply

تامین آتشین

جملات نمونه

he poured himself a glass of firewater.

او لیوانی آتش‌دان برای خود ریخت.

they celebrated with firewater and laughter.

آنها با آتش‌دان و خنده جشن گرفتند.

firewater is often served at festivals.

آتش‌دان اغلب در جشنواره‌ها سرو می‌شود.

be careful with firewater; it’s very strong.

با آتش‌دان مراقب باشید؛ بسیار قوی است.

he swore off firewater after that night.

او بعد از آن شب آتش‌دان را کنار گذاشت.

the locals offered us firewater as a welcome.

محلی‌ها آتش‌دان را به عنوان خوشامدگویی به ما پیشنهاد کردند.

she enjoys sipping firewater by the campfire.

او از نوشیدن آتش‌دان کنار آتش کمپ لذت می‌برد.

firewater can be a dangerous drink if overindulged.

اگر زیاده‌روی شود، آتش‌دان می‌تواند یک نوشیدنی خطرناک باشد.

he brought a bottle of firewater to the party.

او یک بطری آتش‌دان به مهمانی آورد.

they shared stories over firewater late into the night.

آنها تا دیروقت شب داستان‌هایی را در کنار آتش‌دان به اشتراک گذاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید