firkin of ale
سهمی از آبجو
small firkin
فیرکین کوچک
firkin beer
آبجو فیرکین
firkin size
اندازه فیرکین
firkin cask
فیرکین بشکه
firkin tap
صفحه فیرکین
firkin measure
اندازه گیری فیرکین
firkin storage
ذخیره سازی فیرکین
firkin collection
گردآوری فیرکین
firkin festival
جشنواره فیرکین
he ordered a firkin of ale for the party.
او یک فیرکین آبجو برای مهمانی سفارش داد.
the brewery produced a firkin of their finest stout.
مشروبهسازی یک فیرکین از بهترین آبجوهای گودِت خود را تولید کرد.
they stored the firkin in the cellar for aging.
آنها فیرکین را در زیرزمین برای کهرسازی نگهداری کردند.
each firkin holds about ten gallons of liquid.
هر فیرکین حدود ده گالن مایع در خود جای می دهد.
he tapped the firkin to serve fresh beer.
او فیرکین را باز کرد تا آبجو تازه سرو کند.
the firkin was decorated with colorful labels.
فیرکین با برچسبهای رنگارنگ تزئین شده بود.
she bought a firkin of cider for the picnic.
او یک فیرکین سدر برای پیک نیک خرید.
the old tavern had a firkin on display.
قهوهخانه قدیمی یک فیرکین در معرض دید داشت.
they shared a firkin of mead under the stars.
آنها یک فیرکین عسل را زیر ستارگان به اشتراک گذاشتند.
he enjoyed a firkin of pumpkin ale during the festival.
او از یک فیرکین آبجو کدو تنبل در طول جشنواره لذت برد.
firkin of ale
سهمی از آبجو
small firkin
فیرکین کوچک
firkin beer
آبجو فیرکین
firkin size
اندازه فیرکین
firkin cask
فیرکین بشکه
firkin tap
صفحه فیرکین
firkin measure
اندازه گیری فیرکین
firkin storage
ذخیره سازی فیرکین
firkin collection
گردآوری فیرکین
firkin festival
جشنواره فیرکین
he ordered a firkin of ale for the party.
او یک فیرکین آبجو برای مهمانی سفارش داد.
the brewery produced a firkin of their finest stout.
مشروبهسازی یک فیرکین از بهترین آبجوهای گودِت خود را تولید کرد.
they stored the firkin in the cellar for aging.
آنها فیرکین را در زیرزمین برای کهرسازی نگهداری کردند.
each firkin holds about ten gallons of liquid.
هر فیرکین حدود ده گالن مایع در خود جای می دهد.
he tapped the firkin to serve fresh beer.
او فیرکین را باز کرد تا آبجو تازه سرو کند.
the firkin was decorated with colorful labels.
فیرکین با برچسبهای رنگارنگ تزئین شده بود.
she bought a firkin of cider for the picnic.
او یک فیرکین سدر برای پیک نیک خرید.
the old tavern had a firkin on display.
قهوهخانه قدیمی یک فیرکین در معرض دید داشت.
they shared a firkin of mead under the stars.
آنها یک فیرکین عسل را زیر ستارگان به اشتراک گذاشتند.
he enjoyed a firkin of pumpkin ale during the festival.
او از یک فیرکین آبجو کدو تنبل در طول جشنواره لذت برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید