firkins

[ایالات متحده]/ˈfɜː.kɪn/
[بریتانیا]/ˈfɜr.kɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بشکه یا دبه چوبی کوچک؛ واحد اندازه‌گیری برای ظرفیت

عبارات و ترکیب‌ها

firkin of ale

سهمی از آبجو

small firkin

فیرکین کوچک

firkin beer

آبجو فیرکین

firkin size

اندازه فیرکین

firkin cask

فیرکین بشکه

firkin tap

صفحه فیرکین

firkin measure

اندازه گیری فیرکین

firkin storage

ذخیره سازی فیرکین

firkin collection

گردآوری فیرکین

firkin festival

جشنواره فیرکین

جملات نمونه

he ordered a firkin of ale for the party.

او یک فیرکین آبجو برای مهمانی سفارش داد.

the brewery produced a firkin of their finest stout.

مشروبه‌سازی یک فیرکین از بهترین آبجوهای گودِت خود را تولید کرد.

they stored the firkin in the cellar for aging.

آنها فیرکین را در زیرزمین برای کهرسازی نگهداری کردند.

each firkin holds about ten gallons of liquid.

هر فیرکین حدود ده گالن مایع در خود جای می دهد.

he tapped the firkin to serve fresh beer.

او فیرکین را باز کرد تا آبجو تازه سرو کند.

the firkin was decorated with colorful labels.

فیرکین با برچسب‌های رنگارنگ تزئین شده بود.

she bought a firkin of cider for the picnic.

او یک فیرکین سدر برای پیک نیک خرید.

the old tavern had a firkin on display.

قهوه‌خانه قدیمی یک فیرکین در معرض دید داشت.

they shared a firkin of mead under the stars.

آنها یک فیرکین عسل را زیر ستارگان به اشتراک گذاشتند.

he enjoyed a firkin of pumpkin ale during the festival.

او از یک فیرکین آبجو کدو تنبل در طول جشنواره لذت برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید