fiscs

[ایالات متحده]/fɪsks/
[بریتانیا]/fɪsks/

ترجمه

n. خزانه رومی باستان؛ وجه نقد در دست امپراتور رومی

عبارات و ترکیب‌ها

fiscs analysis

تحلیل فی‌اس‌کا

fiscs management

مدیریت فی‌اس‌کا

fiscs habitat

زیستگاه فی‌اس‌کا

fiscs population

جمعیت فی‌اس‌کا

fiscs behavior

رفتار فی‌اس‌کا

fiscs conservation

حفظ و نگهداری فی‌اس‌کا

fiscs diversity

تنوع فی‌اس‌کا

fiscs species

گونه‌های فی‌اس‌کا

fiscs ecosystem

اکوسیستم فی‌اس‌کا

fiscs research

تحقیقات فی‌اس‌کا

جملات نمونه

he loves to go fishing for fiscs in the lake.

او عاشق ماهیگیری برای گرفتن ماهی ها در دریاچه است.

fiscs can be found in both freshwater and saltwater.

ماهی ها را می توان هم در آب شیرین و هم در آب شور یافت.

she studied the behavior of fiscs for her research project.

او رفتار ماهی ها را برای پروژه تحقیقاتی خود مطالعه کرد.

many people enjoy cooking fiscs for dinner.

بسیاری از مردم از پختن ماهی ها برای شام لذت می برند.

he caught several fiscs during his trip to the river.

او در طول سفرش به رودخانه چندین ماهی گرفت.

fiscs play an important role in the ecosystem.

ماهی ها نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می کنند.

she has a collection of fiscs from different regions.

او مجموعه ای از ماهی ها از مناطق مختلف دارد.

understanding fiscs is essential for sustainable fishing.

درک ماهی ها برای ماهیگیری پایدار ضروری است.

he enjoys watching fiscs swim in the aquarium.

او از تماشای شنا کردن ماهی ها در آکواریوم لذت می برد.

fiscs are often used in traditional medicine.

از ماهی ها اغلب در طب سنتی استفاده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید