fishlike creature
ماهیمانند
fishlike appearance
ظاهر ماهیمانند
fishlike movement
حرکت ماهیمانند
fishlike features
ویژگیهای ماهیمانند
fishlike shape
شکل ماهیمانند
fishlike behavior
رفتار ماهیمانند
fishlike texture
بافت ماهیمانند
fishlike qualities
کیفیتهای ماهیمانند
fishlike design
طراحی ماهیمانند
fishlike traits
ویژگیهای ماهیمانند
the creature had a fishlike appearance that fascinated the researchers.
موجودی دارای ظاهری شبیه به ماهی بود که محققان را مجذوب خود کرد.
her movements in the water were graceful and fishlike.
حرکات او در آب ظریف و ماهیمانند بود.
some species of frogs have fishlike features for better camouflage.
برخی از گونههای قورباغه دارای ویژگیهای ماهیمانند برای استتار بهتر هستند.
the artist painted a fishlike creature swimming through the ocean.
هنرمند موجودی ماهیمانند را در حال شنا کردن در اقیانوس نقاشی کرد.
his fishlike eyes glimmered in the sunlight.
چشمان ماهیمانندش در نور خورشید میدرخشید.
the design of the building was inspired by fishlike forms.
طراحی ساختمان از اشکال ماهیمانند الهام گرفته بود.
the fishlike texture of the fabric was unusual but appealing.
بافت ماهیمانند پارچه غیرمعمول اما جذاب بود.
she wore a dress with a fishlike pattern that caught everyone's attention.
او لباسی با طرح ماهیمانند پوشیده بود که توجه همه را جلب کرد.
in the aquarium, there were several fishlike species from tropical waters.
در آکواریوم، چندین گونه ماهیمانند از آبهای استوایی وجود داشت.
the fishlike sounds echoed through the underwater cave.
صدای ماهیمانند در غار زیر آب طنینانداز بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید