fishworm

[ایالات متحده]/ˈfɪʃwɜːm/
[بریتانیا]/ˈfɪʃwɜrm/

ترجمه

n. نوعی کرم که به عنوان طعمه برای ماهیگیری استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

fishworm bait

طعم کرم ماهی

fishworm farm

مزرعه کرم ماهی

fishworm species

گونه های کرم ماهی

fishworm habitat

زیستگاه کرم ماهی

fishworm diet

غذای کرم ماهی

fishworm culture

پرورش کرم ماهی

fishworm breeding

تولید مثل کرم ماهی

fishworm fishing

ماهیگیری با کرم ماهی

fishworm research

تحقیقات کرم ماهی

fishworm trap

تله کرم ماهی

جملات نمونه

he used a fishworm as bait for fishing.

او از کرم ماهی به عنوان طعمه برای ماهیگیری استفاده کرد.

fishworms are often found in damp soil.

کرم‌های ماهی اغلب در خاک مرطوب یافت می‌شوند.

the fisherman caught a big trout using a fishworm.

ماهیگیر با استفاده از کرم ماهی، یک قزل‌آلا بزرگ را صید کرد.

she bought a dozen fishworms for her fishing trip.

او یک دوزین کرم ماهی برای سفر ماهیگیری خود خرید.

he enjoys collecting fishworms for his aquarium.

او از جمع آوری کرم ماهی برای آکواریوم خود لذت می برد.

fishworms can be a great source of protein for fish.

کرم‌های ماهی می‌توانند منبع خوبی از پروتئین برای ماهی‌ها باشند.

after the rain, the garden was full of fishworms.

بعد از باران، باغ پر از کرم ماهی بود.

he learned how to catch fishworms from his grandfather.

او یاد گرفت که چگونه کرم ماهی را از پدربزرگش بگیرد.

using fishworms can improve your chances of catching fish.

استفاده از کرم ماهی می تواند شانس شما را برای صید ماهی افزایش دهد.

she carefully placed the fishworms on the hook.

او با دقت کرم‌های ماهی را روی قلاب قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید