fistfuls

[ایالات متحده]/ˈfɪstfʊlz/
[بریتانیا]/ˈfɪstfəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدار قابل نگهداری در یک مشت

عبارات و ترکیب‌ها

fistfuls of cash

مشتی پول

fistfuls of sand

مشتی شن

fistfuls of joy

مشتی شادی

fistfuls of herbs

مشتی گیاهان دارویی

fistfuls of dirt

مشتی خاک

fistfuls of dreams

مشتی رویا

fistfuls of laughter

مشتی خنده

fistfuls of flowers

مشتی گل

fistfuls of love

مشتی عشق

fistfuls of memories

مشتی خاطرات

جملات نمونه

he grabbed fistfuls of sand and let it slip through his fingers.

او مشت‌هایی از شن را برداشت و اجازه داد از انگشتانش عبور کند.

she picked up fistfuls of colorful leaves during her walk.

او در حین پیاده‌روی، مشت‌هایی از برگ‌های رنگارنگ جمع کرد.

the child threw fistfuls of snow into the air, laughing joyfully.

کودک مشت‌هایی از برف را با خوشحالی به هوا پرتاب کرد.

he received fistfuls of cash as a bonus for his hard work.

او به عنوان پاداش برای تلاش سختش، مشت‌هایی از پول نقد دریافت کرد.

she harvested fistfuls of herbs from her garden.

او مشت‌هایی از گیاهان دارویی را از باغش برداشت.

they scattered fistfuls of birdseed on the ground.

آنها مشت‌هایی از دانه‌های پرندگان را روی زمین پراکنده کردند.

he filled his pockets with fistfuls of candy.

او جیب‌هایش را با مشت‌هایی از آب‌نبات پر کرد.

she gathered fistfuls of flowers for the bouquet.

او مشت‌هایی از گل را برای دسته گل جمع کرد.

after the rain, the children splashed in fistfuls of puddles.

بعد از باران، بچه‌ها در مشت‌هایی از آبگرفتگی بازی کردند.

he threw fistfuls of confetti at the celebration.

او مشت‌هایی از کنفتی را در جشن به هوا پرتاب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید