fitter

[ایالات متحده]/'fɪtə/
[بریتانیا]/'fɪtɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مناسب، شایسته

عبارات و ترکیب‌ها

fit and healthy

تناسب اندام و سالم

fit for purpose

مناسب هدف

get fitter

تناسب اندام بیشتری کسب کنید

tailor-made fit

سفارشی و متناسب

fit the bill

براي انجام کار مناسب بودن

Fit for duty

آماده برای انجام وظیفه

physically fit

از نظر جسمانی سالم

perfectly fitted

به طور کامل متناسب

جملات نمونه

This linedraw fluid is a fitter specially;

این سیال خط‌کشی یک متخصص نصب کننده ویژه است;

all the carpet-fitters are time-served experts.

همه نصاب‌کنندگان فرش متخصص با تجربه هستند.

the measures would ensure a leaner, fitter company.

این اقدامات اطمینان حاصل می‌کند که یک شرکت چابک‌تر و با شرایط بدنی بهتر وجود دارد.

engineering officers traditionally served their time as fitters in the yards.

سرهنگ‌های مهندسی به طور سنتی زمان خود را به عنوان نصاب در کارخانه‌ها سپری می‌کردند.

staff were pruned, ostensibly to produce a leaner and fitter organization.

کادرها کاهش یافتند، به ظاهر برای تولید یک سازمان چابک‌تر و با شرایط بدنی بهتر.

She hired a personal fitter to help her with her wardrobe.

او یک نصاب شخصی استخدام کرد تا به او در انتخاب لباس کمک کند.

Regular exercise can help you become fitter and healthier.

ورزش منظم می‌تواند به شما کمک کند تا تناسب اندام و سلامتی بیشتری داشته باشید.

He is a fitter by trade, specializing in installing industrial machinery.

او به عنوان یک نصاب صنعتی فعالیت می‌کند و در نصب ماشین‌آلات صنعتی تخصص دارد.

The new shoes are fitter and more comfortable than the old ones.

کفش‌های جدید بهتر و راحت‌تر از کفش‌های قدیمی هستند.

To be a good athlete, you need to be fitter than your competitors.

برای اینکه یک ورزشکار خوب باشید، باید از رقبای خود بهتر باشید.

The tailor made sure the suit was fitter perfectly on the client.

خیاط اطمینان حاصل کرد که لباس به طور کامل روی مشتری می‌خورد.

A healthy diet and regular exercise can help you get fitter.

یک رژیم غذایی سالم و ورزش منظم می‌تواند به شما کمک کند تا تناسب اندام بیشتری پیدا کنید.

She goes to the gym every day to get fitter and stronger.

او هر روز به باشگاه می‌رود تا تناسب اندام و قدرت بیشتری پیدا کند.

The mechanic is a skilled fitter who can repair any type of engine.

مکانیک یک نصاب ماهر است که می‌تواند هر نوع موتور را تعمیر کند.

The company is looking to hire a fitter to assemble their products.

شرکت به دنبال استخدام یک نصاب برای مونتاژ محصولات خود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید