fixers found
چاپگرها یافت شدند
fixers needed
چاپگرها مورد نیاز هستند
fixer upper
چاپگر بالا
professional fixers
چاپگران حرفه ای
fixer mentality
ذهن چاپگر
fixer role
نقش چاپگر
fixer team
تیم چاپگر
fixers emerge
چاپگرها ظهور می کنند
the car needed fixers to repair the damaged bumper.
ما نیاز به تعمیرکاران برای تعمیر بامپر آسیب دیده داشتیم.
we hired fixers to handle the bureaucratic paperwork.
ما تعمیرکاران را استخدام کردیم تا کارهای اداری را مدیریت کنند.
the company used fixers to secure a lucrative deal.
شرکت از تعمیرکاران برای انجام یک معامله سودآور استفاده کرد.
he was known as a fixer in the political scene.
او به عنوان یک تعمیرکار در صحنه سیاسی شناخته می شد.
the journalist investigated the role of fixers in the scandal.
گزارشگر نقش تعمیرکاران در این اسکاندل را بررسی کرد.
they relied on fixers to navigate the complex system.
آنها از تعمیرکاران برای ناوبری در سیستم پیچیده استفاده کردند.
the fixer helped smooth things over with the officials.
تعمیرکار کمک کرد تا چیزها با مقامات بهبود یابد.
the team sought out fixers with connections in the industry.
تیم به دنبال تعمیرکارانی با ارتباطات در صنعت بود.
he was a skilled fixer, able to get things done.
او یک تعمیرکار ماهر بود که می توانست چیزهایی را انجام دهد.
the project required fixers to expedite the approval process.
این پروژه نیاز به تعمیرکاران برای شتاب دادن فرآیند تأیید داشت.
we needed fixers to bypass the usual red tape.
ما نیاز به تعمیرکاران برای عبور از مقررات معمول داشتیم.
fixers found
چاپگرها یافت شدند
fixers needed
چاپگرها مورد نیاز هستند
fixer upper
چاپگر بالا
professional fixers
چاپگران حرفه ای
fixer mentality
ذهن چاپگر
fixer role
نقش چاپگر
fixer team
تیم چاپگر
fixers emerge
چاپگرها ظهور می کنند
the car needed fixers to repair the damaged bumper.
ما نیاز به تعمیرکاران برای تعمیر بامپر آسیب دیده داشتیم.
we hired fixers to handle the bureaucratic paperwork.
ما تعمیرکاران را استخدام کردیم تا کارهای اداری را مدیریت کنند.
the company used fixers to secure a lucrative deal.
شرکت از تعمیرکاران برای انجام یک معامله سودآور استفاده کرد.
he was known as a fixer in the political scene.
او به عنوان یک تعمیرکار در صحنه سیاسی شناخته می شد.
the journalist investigated the role of fixers in the scandal.
گزارشگر نقش تعمیرکاران در این اسکاندل را بررسی کرد.
they relied on fixers to navigate the complex system.
آنها از تعمیرکاران برای ناوبری در سیستم پیچیده استفاده کردند.
the fixer helped smooth things over with the officials.
تعمیرکار کمک کرد تا چیزها با مقامات بهبود یابد.
the team sought out fixers with connections in the industry.
تیم به دنبال تعمیرکارانی با ارتباطات در صنعت بود.
he was a skilled fixer, able to get things done.
او یک تعمیرکار ماهر بود که می توانست چیزهایی را انجام دهد.
the project required fixers to expedite the approval process.
این پروژه نیاز به تعمیرکاران برای شتاب دادن فرآیند تأیید داشت.
we needed fixers to bypass the usual red tape.
ما نیاز به تعمیرکاران برای عبور از مقررات معمول داشتیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید