flairs

[ایالات متحده]/fleə(r)/
[بریتانیا]/fler/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استعداد; هدیه; بصیرت; توانایی.

عبارات و ترکیب‌ها

show off flair

ظاهر فریبنده

artistic flair

ظرفیت هنری

natural flair

ظاهر طبیعی

flair for fashion

ظاهر خوب در مد

جملات نمونه

a flair for the exotica.

استعداد برای چیزهای عجیب و غریب

a flair for interior decorating.

استعداد برای دکوراسیون داخلی

she had a flair for languages.

او استعداد زیادی برای زبان ها داشت.

an activist with a flair for publicity

یک فعال با ذوق و استعداد برای جلب توجه

his dramatic flair is still very much in evidence.

ظرافت نمایشی او هنوز هم به وضوح قابل مشاهده است.

he caused a rumpus with his flair for troublemaking.

او با استعدادش در ایجاد دردسر، جنجالی به پا کرد.

People with Leo in the Ascendant seem to possess a flair for the life of nobility and regality.

افرادی که لئو در صعود دارند، به نظر می رسد که استعداد زندگی اشرافی و سلطنتی دارند.

His business skill complements her flair for design.

مهارت کسب و کار او مکمل استعداد او در طراحی است.

The sun at this time is filled with flairs due to its own ascension.

در این زمان، خورشید به دلیل صعود خود با شعله های متعددی پر شده است.

Yet at the same time, Herzog's flair for charged explosive imagery has never had freer rein, and the film is rich in oneiric moments.

با این حال، در همان زمان، استعداد هرتزوگ برای استفاده از تصاویر متفجر و بارگذاری شده هرگز آزادتر نبوده است و فیلم مملو از لحظات رویایی است.

"Does he have any other flairs? Say, can he father a country, or fluff cotton, or make salted-meat?"

آیا او استعدادهای دیگری هم دارد؟ بگو ببین، آیا می تواند کشوری را به دنیا بیاورد، یا پنبه را پف دهد، یا گوشت نمک سود کند؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید