flatware

[ایالات متحده]/ˈflæt.wɛər/
[بریتانیا]/ˈflæt.wɛr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظروفی از فلز که معمولاً برای خوردن استفاده می‌شوند، مانند چاقو، چنگال و قاشق

عبارات و ترکیب‌ها

silver flatware

ظروف نقره‌ای

stainless flatware

ظروف استیل

flatware set

ست سرویس غذاخوری

flatware drawer

کشو ظروف

plastic flatware

ظروف پلاستیکی

flatware organizer

مرتب‌ساز ظروف

flatware collection

کلکسیون ظروف

ceramic flatware

ظروف سرامیکی

flatware display

نمایش ظروف

decorative flatware

ظروف تزئینی

جملات نمونه

we need to buy some new flatware for the dinner party.

ما باید مقداری ظروف جدید برای مهمانی شام بخریم.

she polished the flatware until it gleamed.

او ظروف را تا زمانی که برق میزد، صیقل داد.

the flatware set includes forks, knives, and spoons.

ست ظروف شامل چنگال، چاقو و قاشق است.

he carefully arranged the flatware on the table.

او با دقت ظروف را روی میز چید.

they inherited a beautiful set of silver flatware.

آنها یک مجموعه زیبا از ظروف نقره به ارث برده اند.

make sure to wash the flatware after each meal.

مطمئن شوید که بعد از هر وعده غذایی، ظروف را بشویید.

the restaurant uses high-quality flatware for its guests.

رستوران از ظروف با کیفیت بالا برای مهمانان خود استفاده می کند.

she prefers stainless steel flatware for its durability.

او ترجیح می دهد از ظروف استیل ضد زنگ به دلیل دوام آن استفاده کند.

flatware can be a great gift for newlyweds.

ظروف می تواند هدیه خوبی برای عروس و داماد باشد.

he always sets the flatware according to the occasion.

او همیشه ظروف را متناسب با مناسبت تنظیم می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید