| جمع | flavorers |
great flavorer
طعمدهنده عالی
natural flavorer
طعمدهنده طبیعی
spicy flavorer
طعمدهنده تند
liquid flavorer
طعمدهنده مایع
herbal flavorer
طعمدهنده گیاهی
artificial flavorer
طعمدهنده مصنوعی
sweet flavorer
طعمدهنده شیرین
flavorer blend
مخلوط طعمدهنده
flavorer extract
عصاره طعمدهنده
flavorer powder
پودر طعمدهنده
the chef is a skilled flavorer of dishes.
سرآشپز یک طعمدهنده ماهر در غذاها است.
she added a flavorer to enhance the soup.
او یک طعمدهنده به سوپ اضافه کرد تا آن را تقویت کند.
using a natural flavorer can improve your recipes.
استفاده از یک طعمدهنده طبیعی میتواند دستورالعملهای شما را بهبود بخشد.
he is known as a master flavorer in the culinary world.
او به عنوان یک استاد طعمدهنده در دنیای آشپزی شناخته میشود.
this flavorer brings out the best in desserts.
این طعمدهنده بهترین طعم را در دسرها آشکار میکند.
they experimented with a new flavorer for their sauces.
آنها با یک طعمدهنده جدید برای سسهای خود آزمایش کردند.
a good flavorer can transform a bland meal.
یک طعمدهنده خوب میتواند یک وعده غذایی بیمزه را متحول کند.
she is always looking for the perfect flavorer.
او همیشه به دنبال طعمدهنده مناسب است.
he prefers using fresh herbs as a flavorer.
او ترجیح میدهد از گیاهان تازه به عنوان طعمدهنده استفاده کند.
the flavorer added depth to the dish.
طعمدهنده عمق به غذا اضافه کرد.
great flavorer
طعمدهنده عالی
natural flavorer
طعمدهنده طبیعی
spicy flavorer
طعمدهنده تند
liquid flavorer
طعمدهنده مایع
herbal flavorer
طعمدهنده گیاهی
artificial flavorer
طعمدهنده مصنوعی
sweet flavorer
طعمدهنده شیرین
flavorer blend
مخلوط طعمدهنده
flavorer extract
عصاره طعمدهنده
flavorer powder
پودر طعمدهنده
the chef is a skilled flavorer of dishes.
سرآشپز یک طعمدهنده ماهر در غذاها است.
she added a flavorer to enhance the soup.
او یک طعمدهنده به سوپ اضافه کرد تا آن را تقویت کند.
using a natural flavorer can improve your recipes.
استفاده از یک طعمدهنده طبیعی میتواند دستورالعملهای شما را بهبود بخشد.
he is known as a master flavorer in the culinary world.
او به عنوان یک استاد طعمدهنده در دنیای آشپزی شناخته میشود.
this flavorer brings out the best in desserts.
این طعمدهنده بهترین طعم را در دسرها آشکار میکند.
they experimented with a new flavorer for their sauces.
آنها با یک طعمدهنده جدید برای سسهای خود آزمایش کردند.
a good flavorer can transform a bland meal.
یک طعمدهنده خوب میتواند یک وعده غذایی بیمزه را متحول کند.
she is always looking for the perfect flavorer.
او همیشه به دنبال طعمدهنده مناسب است.
he prefers using fresh herbs as a flavorer.
او ترجیح میدهد از گیاهان تازه به عنوان طعمدهنده استفاده کند.
the flavorer added depth to the dish.
طعمدهنده عمق به غذا اضافه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید