flavoured

[ایالات متحده]/[ˈfleɪvərd]/
[بریتانیا]/[ˈfleɪvərd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای یک مزه خاص؛ با یک گونه طعم خاص مسلح شده.
v. (در حالت فعال) دادن یک مزه خاص.

عبارات و ترکیب‌ها

flavoured water

آب مایع طعم دار

flavoured ice cream

آیس کريم طعم دار

naturally flavoured

طبيعي طعم دار

flavoured coffee

کاپuchino طعم دار

strawberry flavoured

طعم گوجه فرنگی

chocolate flavoured

طعم شکلات

flavoured popcorn

بادام گوجه طعم دار

lightly flavoured

کم طعم

home flavoured

طبيعي طعم دار

artificially flavoured

طعم مصنوعي

جملات نمونه

i enjoy drinking lemon-flavoured water on a hot day.

من در یک روز گرم لذت می‌برم از نوشیدن آب لیمو‌طعم.

the bakery sells a variety of fruit-flavoured pastries.

خانواده نان‌بافی گونه‌های مختلف نان‌های میوه‌طعم را می‌فروشد.

she added a dash of vanilla-flavoured extract to the cookies.

او یک کم از عصاره‌ی وانیل‌طعم به کوکی‌ها اضافه کرد.

the ice cream shop has a new maple-flavoured option.

مغازه‌ی آیس کريم یک گزینه‌ی جدید با طعم چرچه دارد.

we tried a delicious strawberry-flavoured yogurt for breakfast.

ما برای صبح‌انداز یک یوگورت عالی با طعم گوجه‌فرنگی را تجربه کردیم.

the restaurant offers a spicy chilli-flavoured sauce.

رستوران یک سس گرم‌طعم چیلی را ارائه می‌دهد.

he prefers coffee with a caramel-flavoured syrup.

او کافئی را با یک سیراب گویچه‌طعم ترجیح می‌دهد.

the popcorn was surprisingly butter-flavoured and salty.

پاپ کورن به‌طور شگفت‌آوری دارای طعم ماست و ملخ بود.

they created a unique ginger-flavoured beer for the festival.

آن‌ها برای جشن یک بی‌ر با طعم گیاه گیل مخصوص ایجاد کردند.

the candy was a refreshing mint-flavoured treat.

شکلات یک چیز خنک‌کننده‌ی با طعم نعناع بود.

the chef experimented with a new raspberry-flavoured glaze.

شکم‌پовар با یک رنگ‌زدگی جدید گریفون‌طعم آزمایش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید