fleabag

[ایالات متحده]/ˈfliːbæɡ/
[بریتانیا]/ˈfliːbæɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک هتل یا محل اقامت ارزان؛ یک کیسه خواب
Word Forms
جمعfleabags

عبارات و ترکیب‌ها

fleabag hotel

هتل فلاپی

fleabag dog

سگ فلاپی

fleabag cat

گربه فلاپی

fleabag apartment

آپارتمان فلاپی

fleabag friend

دوست فلاپی

fleabag lifestyle

سبک زندگی فلاپی

fleabag attitude

نگاه فلاپی

fleabag situation

وضعیت فلاپی

fleabag reputation

شهرت فلاپی

fleabag movie

فیلم فلاپی

جملات نمونه

that old fleabag of a dog always begs for food.

سگ پیر و نحس آن همیشه برای غذا تقاضا می‌کند.

she called her apartment a fleabag because it was so messy.

او آپارتمانش را یک قلابی نامید زیرا خیلی نامرتب بود.

he lives in a fleabag motel while looking for a new place.

او در حالی که به دنبال یک مکان جدید است در یک متل قلابی زندگی می‌کند.

my friends joked that my car is a total fleabag.

دوستانم شوخی کردند که ماشین من یک قلابی کامل است.

we decided to leave the fleabag hotel and find a better one.

ما تصمیم گرفتیم هتل قلابی را ترک کنیم و یکی بهتر پیدا کنیم.

despite being a fleabag, the cat was very affectionate.

با وجود اینکه قلابی بود، گربه بسیار مهربان بود.

he referred to his old couch as a fleabag because it was falling apart.

او به مبل قدیمی‌اش قلابی گفت زیرا داشت از هم می‌پاشید.

they found a fleabag restaurant that served amazing food.

آنها یک رستوران قلابی پیدا کردند که غذای فوق العاده ای سرو می‌کرد.

the movie featured a lovable fleabag character.

فیلم دارای یک شخصیت قلابی دوست داشتنی بود.

don't judge a book by its cover, even if it looks like a fleabag.

قضاوت نکنید کتاب را از روی جلدش، حتی اگر شبیه یک قلابی به نظر برسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید