flenses

[ایالات متحده]/flɛnzɪz/
[بریتانیا]/flɛnəz/

ترجمه

v. چربی یا پوست را از لاشه جدا کردن

عبارات و ترکیب‌ها

flenses on

لنزها روشن

flenses off

لنزها خاموش

flenses clear

لنزها شفاف

flenses dirty

لنزها کثیف

flenses available

لنزها در دسترس

flenses required

لنزها مورد نیاز

flenses fitted

لنزها نصب شده

flenses adjusted

لنزها تنظیم شده

flenses replaced

لنزها تعویض شده

flenses checked

لنزها بررسی شده

جملات نمونه

he decided to upgrade his flenses for better photography.

او تصمیم گرفت لنزهای خود را برای عکاسی بهتر ارتقا دهد.

she cleaned her flenses before taking the photos.

او قبل از گرفتن عکس ها لنزهای خود را تمیز کرد.

flenses can significantly improve the quality of your images.

لنزها می‌توانند به طور قابل توجهی کیفیت تصاویر شما را بهبود بخشند.

he bought new flenses to capture stunning landscapes.

او لنزهای جدیدی برای گرفتن مناظر خیره کننده خرید.

choosing the right flenses is essential for professional photography.

انتخاب لنز مناسب برای عکاسی حرفه ای ضروری است.

she experimented with different flenses to see which worked best.

او با لنزهای مختلف آزمایش کرد تا ببیند کدام بهتر است.

the photographer invested in high-quality flenses for his camera.

عکاس برای دوربین خود در لنزهای با کیفیت بالا سرمایه گذاری کرد.

using flenses with a wide aperture can create beautiful bokeh.

استفاده از لنزهایی با دیافراگم باز می تواند باعث ایجاد جلوه بوکه زیبا شود.

he learned how to adjust his flenses for different lighting conditions.

او یاد گرفت که چگونه لنزهای خود را برای شرایط نوری مختلف تنظیم کند.

flenses are crucial for capturing details in macro photography.

لنزها برای گرفتن جزئیات در عکاسی ماکرو حیاتی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید