fleshies

[ایالات متحده]/'fleʃɪ/
[بریتانیا]/'flɛʃi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه یا دارای ویژگی‌های گوشت; چاق یا چاق; دارای مقدار قابل توجهی گوشت.

جملات نمونه

colour some fondant fleshy pink.

رنگ آمیزی فوندانت صورتی مومی.

her torso was full, fleshy, and heavy.

بدن او پر، گوشتی و سنگین بود.

The anti free-radical,antihyperglycemic and anti-tumor effect of the fleshy fruit(EFF) and fleshy leaf(EFY) extract on Camellia oleifera Abel were investigated.

اثرات ضد رادیکال آزاد، ضد قند خون و ضد تومور از عصاره میوه گوشتی (EFF) و برگ گوشتی (EFY) بر Camellia oleifera Abel مورد بررسی قرار گرفت.

A fleshy berry-like fruit with a tough rind, as a lemon or orange.

یک میوه گوشتی مانند توت با پوست سخت، مانند لیمو یا پرتقال.

Corona lobes 5, erect, acuminate, fleshy, attached to gynostegium.

لوب‌های کرونا 5، ایستاده، نوک تیز، گوشتی، متصل به ژیناستگیوم.

internasal valve A fleshy flap extending between the nostrils and partly covering the mouth of rays.

دنده بینی یک flap گوشتی که بین سوراخ های بینی امتداد دارد و تا حدودی دهان پرتوها را پوشانده است.

Leaver fleshy, squamose, spirally arranged, yellowish-white.

گذاشتن گوشتی، فلسی، به صورت مارپیچی مرتب شده، زرد رنگ مایل به سفید.

Seeds 1 to many, with or without a fleshy sometimes brightly colored sarcotesta and/or aril, sometimes with long hairs, or broadly winged;endosperm usually copious and fleshy;

بذرها از یک تا بسیاری، با یا بدون یک گوشت گاهی اوقات با رنگ‌های درخشان، یا یک میوه و/یا میوه؛ گاهی اوقات با موهای بلند یا بال‌های پهن؛ اندوسپرم معمولاً فراوان و گوشتی;

cirri Hair-like structures in animals and plants; small, slender, flexible fleshy protuberances; the singular is cirrus.

سیرای ساختارهای شبیه به مو در حیوانات و گیاهان؛ برآمدگی‌های گوشتی کوچک، باریک و انعطاف پذیر؛ تک‌سیر سیروس است.

2(1) Fleshy or ligneous berry; seeds wingless; scandent often arboreous shrubs or small trees.

2(1) توت گوشتی یا چوبی؛ دانه بدون بال؛ درختچه‌ها یا درختان کوچک رونده اغلب چوبی.

Seeds 2 per follicle, subtrigonous, 4-5 mm, attached in dehisced follicle to a fleshy funiculate aril;

بذرها ۲ در هر فولیکول، سه‌گانه، ۴-۵ میلی‌متر، متصل به یک اریل گوشتی در فولیکول باز شده;

Drupe (pyrenocarp) A fleshy indehiscent fruit containing one or more seeds each surrounded by a hard stony wall, the endocarp.

دروپ (پیرنوسکارپ) یک میوه گوشتی غیربازشونده که حاوی یک یا چند دانه است که هر کدام دربرگرفته شده در یک دیواره سخت و سنگی، اندوکارپ.

Pectose exists in the fleshy pulp of unripe fruit;during the process of ripening it changes to pectin;by cooking, pectin is changed to pectosic acid, and by longer cooking to pectic acid.

پکتوز در پالپ گوشتی میوه‌های نارس وجود دارد؛ در طول فرآیند رسیدن به پکتین تبدیل می‌شود؛ با پختن، پکتین به اسید پکتوزیک و با پخت طولانی‌تر به اسید پکتیک تبدیل می‌شود.

A fleshy clublike spike bearing minute flowers, usually enclosed within a sheathlike spathe, characteristic of aroid plants, such as the calla and the jack-in-the-pulpit.

یک كوهان گوشتی مانند با گل‌های بسیار ریز که معمولاً در یک غلاف مانند قرار دارد، که برای گیاهان آروئید مانند لاله مریم و گیاه جاك-در-پالپیت مشخص است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید