pulpy texture
بافت نرم و آلوئهای
soft and pulpy
نرم و آلوئهای
pulpy consistency
درجة غلظت آلوئهای
She enjoys drinking pulpy orange juice.
او از نوشیدن آب پرتقال پالپی لذت می برد.
The pulpy texture of the mango was delicious.
بافت پالپی میوه مانگو خوشمزه بود.
He prefers pulpy tomatoes in his salsa.
او ترشیجات پالپی را در سالادش ترجیح می دهد.
Pulpy fruits like papaya are great for smoothies.
میوه های پالپی مانند پاپایا برای اسموتی ها عالی هستند.
The pulpy pulp of the orange made a mess on the table.
پالپ پالپی پرتقال باعث ایجاد آشفتگی روی میز شد.
She scooped out the pulpy insides of the pumpkin.
او قسمت های پالپی داخلی کدو تنبل را بیرون ریخت.
The pulpy consistency of the guava was perfect for jam.
بافت پالپی گووا برای مربا مناسب بود.
Pulpy novels are her guilty pleasure.
رمان های پالپی لذت گناهی او هستند.
The pulpy mess in the blender was difficult to clean.
آشفتگی پالپی در مخلوط کن تمیز کردن آن را دشوار کرد.
He found the pulpy texture of the aloe vera gel soothing.
او بافت پالپی ژل آلوئه ورا را آرامش بخش یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید