flintlock

[ایالات متحده]/ˈflɪntlɒk/
[بریتانیا]/ˈflɪntlɑk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکانیزم سلاح گرم که از سنگ آتش زا برای اشتعال باروت استفاده می کند؛ نوعی تفنگ که از مکانیزم سنگ آتش زا استفاده می کند

عبارات و ترکیب‌ها

flintlock pistol

کلپاد

flintlock rifle

سلاح گرم کلت

flintlock mechanism

مکانیزم قفل آتش‌سنی

flintlock action

عملکرد قفل آتش‌سنی

flintlock firearm

سلاح گرم آتش‌سنی

flintlock musket

مسکت قفل آتش‌سنی

flintlock ignition

راه‌اندازی قفل آتش‌سنی

flintlock design

طراحی قفل آتش‌سنی

flintlock technology

فناوری قفل آتش‌سنی

flintlock era

عصر قفل آتش‌سنی

جملات نمونه

the soldier loaded his flintlock before heading into battle.

سرباز قبل از رفتن به جنگ، تفنگ خود را مسلح کرد.

flintlock firearms were popular in the 18th century.

تفنگ‌های قفل‌سنگ در قرن هجدهم محبوب بودند.

he admired the craftsmanship of the antique flintlock.

او از هنر ساختن قفل‌سنگ قدیمی تحسین کرد.

the museum displayed a collection of flintlock pistols.

موزه مجموعه‌ای از مسلسل‌های قفل‌سنگ را به نمایش گذاشت.

she learned how to maintain her grandfather's flintlock.

او یاد گرفت که چگونه قفل‌سنگ پدربزرگش را تعمیر کند.

flintlock mechanisms are fascinating to study.

مکانیزم‌های قفل‌سنگ برای مطالعه جذاب هستند.

he used a flintlock for hunting in the woods.

او از قفل‌سنگ برای شکار در جنگل استفاده کرد.

the flintlock was a significant advancement in weaponry.

قفل‌سنگ یک پیشرفت قابل توجه در سلاح‌سازی بود.

many historical reenactors carry flintlock weapons.

بسیاری از بازآفرینان تاریخی سلاح‌های قفل‌سنگ حمل می‌کنند.

he demonstrated how to fire a flintlock safely.

او نحوه ایمن شلیک با قفل‌سنگ را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید