muzzle

[ایالات متحده]/'mʌz(ə)l/
[بریتانیا]/'mʌzl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لبه باز یک تفنگ، توپ، یا دهان یک حیوان؛ پوشش یا بندی که بر روی دهان یک حیوان می‌رود
vt. به سکوت واداشتن کسی؛ گذاشتن پوشش یا بندی بر روی دهان یک حیوان؛ مسدود کردن سخن کسی

عبارات و ترکیب‌ها

dog muzzle

سگ ماسک

muzzle velocity

سرعت دهانه

muzzle brake

ترمز دهانه

جملات نمونه

had a muzzle put on their high spirits.

آنها سلب آزادی‌شان کردند.

tried to muzzle the opposition.

سعی کردند مخالفان را ساکت کنند.

Devlin jammed the muzzle of the gun into the man's neck.

دیولین دهانه تفنگ را به گردن مرد فشار داد.

the politicians want to muzzle us and control what we write.

سیاستمداران می‌خواهند ما را ساکت کرده و کنترل کنند چه می‌نویسیم.

The square black muzzle of Buller pushed the door fully open.

فضای سیاه مربعی بولر در را به طور کامل باز کرد.

The newspapers were effectively muzzled by strict censorship laws.

روزنامه‌ها به طور موثر توسط قوانین سختگیرانه سانسور ساکت شدند.

Is the muzzle strong?Common deviations are snippy, pointy muzzles lacking underjaw, narrow heads that are not wedge shaped and round and/or light eyes.

آیا دهانه قوی است؟ انحرافات رایج عبارتند از، دهانه‌های پف کرده، نوک تیز که فاقد چانه پایین هستند، سرهای باریک که شکل تراپزی ندارند و چشم‌های گرد و/یا روشن.

The Steyr ACR used new flechette ammunition that was nominally called 5.56 mm, with a very high 4750 ft/s (1450 m/s) muzzle velocity.

Steyr ACR از مهمات جدید flechette استفاده می کرد که به طور اسمی 5.56 میلی متر نامگذاری می شد، با سرعت دهانه بسیار بالا 4750 فوت بر ثانیه (1450 متر بر ثانیه).

The earliest muzzle-loading rifles were more difficult to load than smoothbore muskets, but the invention of metallic cartridges made possible the development of breech-loading mechanisms.

اولین تفنگ‌های لوله‌خمیده، بارگیری آنها از تفنگ‌های لوله‌صاف سخت‌تر بود، اما اختراع فشنگ‌های فلزی امکان توسعه مکانیزم‌های لوله‌خمیده را فراهم کرد.

نمونه‌های واقعی

Critics say it is so vaguely worded speech at schools could be muzzled.

منتقدان می‌گویند این سخنرانی به گونه‌ای مبهم نوشته شده است که ممکن است مدارس را از ابراز نظر باز دارد.

منبع: VOA Daily Standard April 2022 Collection

Muzzling it just kind of hurts.

ممانعت از آن کمی دردناک است.

منبع: Buzzfeed Women's Fashion Talk

All gun-ports were open and the muzzles peeped wickedly from them.

تمام دریچه‌های توپخانه باز بودند و لوله‌ها به طرز شرورانه از آنها بیرون زده بودند.

منبع: New Concept English. British Edition. Book Four (Translation)

So then I made a pencil sketch of a muzzle.

سپس یک طرح مداد از یک لوله طراحی کردم.

منبع: The Little Prince

" You know-- a muzzle for my sheep...I am responsible for this flower..."

" می‌دانید - یک لوله برای گوسفندان من...من مسئول این گل هستم..."

منبع: The Little Prince

Science is dangerous; we have to keep it most carefully chained and muzzled.

علم خطرناک است؛ باید آن را با دقت زنجیر کرده و مهار کنیم.

منبع: Brave New World

A cull is not coming, prohibited breeds will be neutered and kept muzzled in public.

هیچگونه حذف نژادی وجود نخواهد داشت، نژدهای ممنوعه عقیم خواهند شد و در معرض دید عموم مهار خواهند شد.

منبع: The Economist (Summary)

I feel really good about not feeling...muzzled anymore, and it was my own doing.

احساس خیلی خوبی دارم که دیگر احساس مهار شده نمی‌کنم و این کار من بود.

منبع: Selected Film and Television News

A young ranger sprang from his horse and seized her by the mane and muzzle.

یک نگهبان جوان از اسب خود پرید و او را از یال و لوله گرفت.

منبع: American Original Language Arts Volume 5

It's got a muzzle on it. It's a raging feral. That's right.

دارای یک لوله است. یک حیوان وحشی خشمگین است. درست است.

منبع: Go blank axis version

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید