floatplane

[ایالات متحده]/ˈfləʊtpleɪn/
[بریتانیا]/ˈfloʊtpleɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی هواپیما که برای بلند شدن و فرود روی آب طراحی شده است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

floatplane landing

فرود هواپیمای شناور

floatplane takeoff

برخاستن هواپیمای شناور

floatplane pilot

خلبان هواپیمای شناور

floatplane ride

سوار شدن در هواپیمای شناور

floatplane tour

تور با هواپیمای شناور

floatplane adventure

ماجراجویی با هواپیمای شناور

floatplane service

خدمات هواپیمای شناور

floatplane rental

اجاره هواپیمای شناور

floatplane experience

تجربه سواری با هواپیمای شناور

floatplane flight

پرواز با هواپیمای شناور

جملات نمونه

the floatplane landed gracefully on the water.

هواپیمای شناور به آرامی روی آب نشست.

we took a floatplane tour over the stunning coastline.

ما یک تور با هواپیمای شناور بر فراز خط ساحلی خیره کننده انجام دادیم.

floatplanes are often used for accessing remote areas.

هواپیماهای شناور اغلب برای دسترسی به مناطق دورافتاده استفاده می شوند.

the floatplane's engine roared as it took off.

همانطور که هواپیمای شناور بلند شد، موتور آن غرش کرد.

he enjoys flying floatplanes during his vacations.

او از پرواز با هواپیمای شناور در تعطیلاتش لذت می برد.

floatplane pilots need special training and certification.

خلبانان هواپیمای شناور به آموزش و گواهینامه ویژه نیاز دارند.

we watched the floatplane take off from the beach.

ما تماشاگر بلند شدن هواپیمای شناور از ساحل بودیم.

floatplanes can be a fun way to explore the islands.

هواپیماهای شناور می توانند راهی سرگرم کننده برای کشف جزایر باشند.

he has always dreamed of owning a floatplane.

او همیشه رویای داشتن یک هواپیمای شناور را داشته است.

the floatplane provided a unique perspective of the landscape.

هواپیمای شناور چشم انداز منحصر به فردی از مناظر ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید