seaplane

[ایالات متحده]/'siːpleɪn/
[بریتانیا]/'siplen/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هواپیمایی که می‌تواند در آب بلند شود و فرود بیاید
Word Forms
جمعseaplanes

جملات نمونه

land an airplane smoothly; land a seaplane on a lake.

به طور ایمن یک هواپیما را فرود آورید؛ یک هواپیمای آبی را بر روی دریاچه فرود آورید.

The seaplane landed smoothly on the water.

هواپیما آب‌نشین به‌آرامی روی آب نشست.

We took a seaplane to the remote island.

ما با هواپیمای آب‌نشین به جزیره دورافتاده رفتیم.

The seaplane offers a unique way to explore coastal regions.

هواپیمای آب‌نشین راهی منحصر به فرد برای کشف مناطق ساحلی ارائه می‌دهد.

The seaplane pilot has extensive experience flying over water.

خلبان هواپیمای آب‌نشین تجربه گسترده‌ای در پرواز بر روی آب دارد.

Passengers enjoyed the scenic views from the seaplane.

مسافران از مناظر دیدنی از داخل هواپیمای آب‌نشین لذت بردند.

The seaplane took off smoothly from the water.

هواپیمای آب‌نشین به‌آرامی از روی آب برخاست.

The seaplane trip was a thrilling adventure.

سفر با هواپیمای آب‌نشین یک ماجراجویی هیجان‌انگیز بود.

The seaplane circled above the harbor before landing.

هواپیمای آب‌نشین قبل از نشستن بر روی بندر، بالای آن چرخید.

The seaplane is equipped with floats for water landings.

هواپیمای آب‌نشین مجهز به شناور برای فرود آب‌نشینی است.

The seaplane offers a convenient way to travel between islands.

هواپیمای آب‌نشین راهی مناسب برای سفر بین جزایر ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید