| جمع | flophouses |
cheap flophouse
اقامتگاه ارزان قیمت
run-down flophouse
اقامتگاه فرسوده
seedy flophouse
اقامتگاه مشکوک
flophouse stay
اقامت در اقامتگاه
flophouse living
زندگی در اقامتگاه
flophouse owner
صاحب اقامتگاه
flophouse room
اتاق اقامتگاه
flophouse tenant
مستاجی اقامتگاه
flophouse vibe
فضای اقامتگاه
flophouse culture
فرهنگ اقامتگاه
the old building was converted into a flophouse for the homeless.
ساختمان قدیمی به یک پانسیون ارزان قیمت برای افراد بیخانمان تبدیل شد.
he spent a night in a flophouse after losing his job.
او پس از از دست دادن شغلش یک شب را در یک پانسیون ارزان قیمت گذراند.
flophouses often have shared bathrooms and very basic amenities.
پانسیونهای ارزان قیمت اغلب دارای حمامهای اشتراکی و امکانات بسیار ابتدایی هستند.
living in a flophouse can be a difficult experience.
زندگی در یک پانسیون ارزان قیمت میتواند تجربهای دشوار باشد.
many travelers choose a flophouse to save money.
بسیاری از مسافران یک پانسیون ارزان قیمت را برای صرفهجویی در هزینه انتخاب میکنند.
the flophouse was known for its colorful characters.
پانسیون ارزان قیمت به خاطر شخصیتهای رنگارنگش معروف بود.
he found a flophouse that was surprisingly clean.
او یک پانسیون ارزان قیمت پیدا کرد که به طرز شگفتانگیزی تمیز بود.
flophouses are often located in the city center.
پانسیونهای ارزان قیمت اغلب در مرکز شهر واقع میشوند.
she decided to write a book about her time in a flophouse.
او تصمیم گرفت کتابی درباره زمان خود در یک پانسیون ارزان قیمت بنویسد.
the flophouse had a reputation for being unsafe.
پانسیون ارزان قیمت به داشتن شهرت ناامن معروف بود.
cheap flophouse
اقامتگاه ارزان قیمت
run-down flophouse
اقامتگاه فرسوده
seedy flophouse
اقامتگاه مشکوک
flophouse stay
اقامت در اقامتگاه
flophouse living
زندگی در اقامتگاه
flophouse owner
صاحب اقامتگاه
flophouse room
اتاق اقامتگاه
flophouse tenant
مستاجی اقامتگاه
flophouse vibe
فضای اقامتگاه
flophouse culture
فرهنگ اقامتگاه
the old building was converted into a flophouse for the homeless.
ساختمان قدیمی به یک پانسیون ارزان قیمت برای افراد بیخانمان تبدیل شد.
he spent a night in a flophouse after losing his job.
او پس از از دست دادن شغلش یک شب را در یک پانسیون ارزان قیمت گذراند.
flophouses often have shared bathrooms and very basic amenities.
پانسیونهای ارزان قیمت اغلب دارای حمامهای اشتراکی و امکانات بسیار ابتدایی هستند.
living in a flophouse can be a difficult experience.
زندگی در یک پانسیون ارزان قیمت میتواند تجربهای دشوار باشد.
many travelers choose a flophouse to save money.
بسیاری از مسافران یک پانسیون ارزان قیمت را برای صرفهجویی در هزینه انتخاب میکنند.
the flophouse was known for its colorful characters.
پانسیون ارزان قیمت به خاطر شخصیتهای رنگارنگش معروف بود.
he found a flophouse that was surprisingly clean.
او یک پانسیون ارزان قیمت پیدا کرد که به طرز شگفتانگیزی تمیز بود.
flophouses are often located in the city center.
پانسیونهای ارزان قیمت اغلب در مرکز شهر واقع میشوند.
she decided to write a book about her time in a flophouse.
او تصمیم گرفت کتابی درباره زمان خود در یک پانسیون ارزان قیمت بنویسد.
the flophouse had a reputation for being unsafe.
پانسیون ارزان قیمت به داشتن شهرت ناامن معروف بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید