tenement of clay (=the soul's tenement)
خانهی خاک رس (=خانهی روح)
a ramshackle antediluvian tenement
یک مجتمع مسکونی فرسوده و باستانی
s of servient tenement and dominant tenement;
s از ملک خدمتی و ملک مسلط;
the grey tenements walled in the space completely.
دیوارها فضای را به طور کامل محصور کرده بودند.
lived in a ramshackle, antediluvian tenement;
در یک مجتمع مسکونی فرسوده و باستانی زندگی میکردند;
untidy tenements sprawling toward the river.
آپارتمانهای نامرتب که به سمت رودخانه دراز کشیده بودند.
tenement of clay (=the soul's tenement)
خانهی خاک رس (=خانهی روح)
a ramshackle antediluvian tenement
یک مجتمع مسکونی فرسوده و باستانی
s of servient tenement and dominant tenement;
s از ملک خدمتی و ملک مسلط;
the grey tenements walled in the space completely.
دیوارها فضای را به طور کامل محصور کرده بودند.
lived in a ramshackle, antediluvian tenement;
در یک مجتمع مسکونی فرسوده و باستانی زندگی میکردند;
untidy tenements sprawling toward the river.
آپارتمانهای نامرتب که به سمت رودخانه دراز کشیده بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید