floridian

[ایالات متحده]/fləˈrɪdiən/
[بریتانیا]/flɔːˈrɪdiən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به فلوریدا یا مردم آن.

عبارات و ترکیب‌ها

floridian residents

ساکنان فلوریدا

floridian culture

فرهنگ فلوریدا

floridian lifestyle

سبک زندگی فلوریدایی

floridian accent

لهجه فلوریدایی

floridian weather

آب و هوای فلوریدا

floridian beaches

ساحل‌های فلوریدا

floridian native

بومی فلوریدا

typical floridian

فلوریدایی معمول

floridian hospitality

میهمان‌نوازی فلوریدایی

the floridian

فلوریدی

جملات نمونه

the floridian climate is known for its humidity and sunshine.

آب و هوای فلوریدا به دلیل رطوبت و آفتابش شناخته شده است.

many floridian retirees enjoy the warm weather.

بسیاری از بازنشستگان فلوریدا از هوای گرم لذت می برند.

the floridian landscape features swamps and palm trees.

مناظر فلوریدا دارای باتلاق و درختان نخل است.

floridian cuisine often includes fresh seafood.

غذاهای فلوریدا اغلب شامل غذاهای دریایی تازه است.

the floridian economy relies heavily on tourism.

اقتصاد فلوریدا به شدت به گردشگری متکی است.

she has a distinct floridian accent.

او لهجه فلوریدایی متمایزی دارد.

the floridian coastline stretches for miles.

خط ساحلی فلوریدا برای مایل ها امتداد دارد.

floridian oranges are famous worldwide.

پرتقال های فلوریدا در سراسر جهان مشهور هستند.

the floridian wildlife includes alligators and manatees.

جانوران فلوریدا شامل تمساح و لاقمش است.

he moved to a floridian suburb near miami.

او به یک حومه نشینی در فلوریدا نزدیک میامی نقل مکان کرد.

the floridian summer brings daily thunderstorms.

تابستان فلوریدا روزانه رعد و برق می آورد.

floridian architecture often features pastel colors.

معماری فلوریدا اغلب دارای رنگ های پاستلی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید