floridnesses abound
فراوانیهای پرطمطراق
floridnesses observed
فراوانیهای پرطمطراق مشاهده شد
extreme floridnesses
فراوانیهای پرطمطراق شدید
floridnesses displayed
فراوانیهای پرطمطراق به نمایش گذاشته شد
floridnesses noted
فراوانیهای پرطمطراق مورد توجه قرار گرفت
varied floridnesses
فراوانیهای پرطمطراق متنوع
floridnesses in writing
فراوانیهای پرطمطراق در نوشتن
floridnesses of style
فراوانیهای پرطمطراق سبک
floridnesses examined
فراوانیهای پرطمطراق مورد بررسی قرار گرفت
floridnesses expressed
فراوانیهای پرطمطراق بیان شد
his floridnesses in writing often distract from the main point.
زبان آراسته او در نوشتن اغلب باعث حواسپرتی از نکته اصلی میشود.
she admired the floridnesses of his speech during the debate.
او سخنان آراسته او را در طول بحث تحسین کرد.
the floridnesses of the poem added to its emotional depth.
زبان آراسته شعر به عمق احساسی آن افزود.
in literature, floridnesses can enhance the narrative style.
در ادبیات، زبان آراسته میتواند سبک داستانگویی را ارتقا دهد.
his floridnesses were often criticized for being overly elaborate.
زبان آراسته او اغلب به دلیل بیش از حد پیچیده بودن مورد انتقاد قرار میگرفت.
she avoided floridnesses in her writing to maintain clarity.
او برای حفظ وضوح، از زبان آراسته در نوشتن خود اجتناب کرد.
the floridnesses of the descriptions painted a vivid picture.
زبان آراسته توصیفات تصویری زنده را ترسیم کرد.
his floridnesses were a hallmark of his unique writing style.
زبان آراسته او نشانهای از سبک نوشتاری منحصر به فرد او بود.
while some enjoy floridnesses, others prefer straightforward language.
در حالی که برخی از زبان آراسته لذت میبرند، برخی دیگر ترجیح میدهند از زبان ساده و مستقیم استفاده کنند.
the floridnesses of the prose made it a challenging read.
زبان آراسته نثر آن را به یک مطالعه چالشبرانگیز تبدیل کرد.
floridnesses abound
فراوانیهای پرطمطراق
floridnesses observed
فراوانیهای پرطمطراق مشاهده شد
extreme floridnesses
فراوانیهای پرطمطراق شدید
floridnesses displayed
فراوانیهای پرطمطراق به نمایش گذاشته شد
floridnesses noted
فراوانیهای پرطمطراق مورد توجه قرار گرفت
varied floridnesses
فراوانیهای پرطمطراق متنوع
floridnesses in writing
فراوانیهای پرطمطراق در نوشتن
floridnesses of style
فراوانیهای پرطمطراق سبک
floridnesses examined
فراوانیهای پرطمطراق مورد بررسی قرار گرفت
floridnesses expressed
فراوانیهای پرطمطراق بیان شد
his floridnesses in writing often distract from the main point.
زبان آراسته او در نوشتن اغلب باعث حواسپرتی از نکته اصلی میشود.
she admired the floridnesses of his speech during the debate.
او سخنان آراسته او را در طول بحث تحسین کرد.
the floridnesses of the poem added to its emotional depth.
زبان آراسته شعر به عمق احساسی آن افزود.
in literature, floridnesses can enhance the narrative style.
در ادبیات، زبان آراسته میتواند سبک داستانگویی را ارتقا دهد.
his floridnesses were often criticized for being overly elaborate.
زبان آراسته او اغلب به دلیل بیش از حد پیچیده بودن مورد انتقاد قرار میگرفت.
she avoided floridnesses in her writing to maintain clarity.
او برای حفظ وضوح، از زبان آراسته در نوشتن خود اجتناب کرد.
the floridnesses of the descriptions painted a vivid picture.
زبان آراسته توصیفات تصویری زنده را ترسیم کرد.
his floridnesses were a hallmark of his unique writing style.
زبان آراسته او نشانهای از سبک نوشتاری منحصر به فرد او بود.
while some enjoy floridnesses, others prefer straightforward language.
در حالی که برخی از زبان آراسته لذت میبرند، برخی دیگر ترجیح میدهند از زبان ساده و مستقیم استفاده کنند.
the floridnesses of the prose made it a challenging read.
زبان آراسته نثر آن را به یک مطالعه چالشبرانگیز تبدیل کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید