floristic

[ایالات متحده]/fləˈrɪstɪk/
[بریتانیا]/fləˈrɪstɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به گل‌ها یا گیاهان; مربوط به تنوع گونه‌های گیاهی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

floristic survey

بررسی گیاه‌شناسی

floristic diversity

تنوع گیاه‌شناسی

floristic region

منطقه گیاه‌شناسی

floristic composition

ترکیب گیاهی

floristic analysis

تجزیه و تحلیل گیاه‌شناسی

floristic study

مطالعه گیاه‌شناسی

floristic inventory

موجودی گیاه‌شناسی

floristic classification

طبقه بندی گیاه شناسی

floristic mapping

نقشه برداری گیاه شناسی

floristic assessment

ارزیابی گیاه‌شناسی

جملات نمونه

the floristic diversity in this region is remarkable.

تنوع گیاهی در این منطقه قابل توجه است.

researchers are studying the floristic patterns of the area.

محققان در حال بررسی الگوهای گیاهی منطقه هستند.

floristic surveys help in conservation efforts.

بررسی‌های گیاه‌شناسی به تلاش‌های حفاظتی کمک می‌کنند.

the floristic composition varies significantly across different habitats.

ترکیب گیاهی به طور قابل توجهی در زیستگاه‌های مختلف متفاوت است.

she specializes in floristic research and biodiversity.

او در زمینه تحقیقات گیاه‌شناسی و تنوع زیستی تخصص دارد.

the floristic inventory of the region was recently updated.

موجودی گیاهی منطقه اخیراً به‌روز شده است.

understanding floristic relationships is crucial for ecology.

درک روابط گیاه‌شناسی برای اکولوژی بسیار مهم است.

floristic studies often reveal new species.

مطالعات گیاه‌شناسی اغلب گونه‌های جدیدی را آشکار می‌کنند.

this book provides a comprehensive overview of floristic regions.

این کتاب نمایشی جامع از مناطق گیاه‌شناسی ارائه می‌دهد.

they conducted a floristic assessment of the national park.

آنها ارزیابی گیاه‌شناسی پارک ملی را انجام دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید