flotillas

[ایالات متحده]/fləˈtɪl.əz/
[بریتانیا]/fləˈtɪl.əz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ناوگان کوچک کشتی‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

naval flotillas

ناوگان‌های دریایی

fishing flotillas

ناوگان‌های ماهیگیری

military flotillas

ناوگان‌های نظامی

rescue flotillas

ناوگان‌های امداد

flotillas assembled

گردآمدن ناوگان‌ها

flotillas deployed

استقرار ناوگان‌ها

flotillas formed

تشکیل ناوگان‌ها

flotillas launched

پرتاب ناوگان‌ها

flotillas maneuvering

مانور ناوگان‌ها

flotillas arriving

رسیدن ناوگان‌ها

جملات نمونه

flotillas of boats gathered in the harbor.

ناوگان‌ها از قایق‌ها در بندر جمع شدند.

the flotillas sailed together across the bay.

ناوگان‌ها با هم در سراسر خلیج حرکت کردند.

we watched the flotillas during the festival.

ما ناوگان‌ها را در طول جشنواره تماشا کردیم.

flotillas can be seen during the summer months.

می‌توان ناوگان‌ها را در ماه‌های تابستان دید.

many flotillas participated in the annual regatta.

ناوگان‌های زیادی در مسابقه سالانه شرکت کردند.

flotillas are often used for fishing expeditions.

اغلب از ناوگان‌ها برای سفرهای ماهیگیری استفاده می‌شود.

the flotillas maneuvered skillfully in the water.

ناوگان‌ها به طرز ماهرانه ای در آب مانور دادند.

flotillas of yachts filled the marina.

ناوگان‌های قایقی مارینا را پر کردند.

during the parade, flotillas showcased their colors.

در طول رژه، ناوگان‌ها رنگ‌های خود را به نمایش گذاشتند.

flotillas often symbolize unity and cooperation.

ناوگان‌ها اغلب نماد وحدت و همکاری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید