flowline

[ایالات متحده]/ˈfləʊlaɪn/
[بریتانیا]/ˈfloʊlaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک خط که جریان را در یک نمودار محاسباتی نشان می‌دهد، مانند در یک نمودار جریان.
شکل‌های واژه
جمعflowlines

عبارات و ترکیب‌ها

flowline pressure

فشار خط جریان

flowline system

سیستم خط جریان

flowlines

خطوط جریان

flowline connection

اتصال خط جریان

flowline valve

واشر خط جریان

flowline adapter

تطبیق‌کننده خط جریان

flowline integrity

کامل بودن خط جریان

جملات نمونه

engineers are designing a new production flowline for the offshore platform.

مهندسان در حال طراحی یک خط تولید جدید برای پلتفرم دریایی هستند.

the flowline system needs regular maintenance to prevent leaks.

سیستم خط تولید نیاز به نگهداری منظم برای جلوگیری از نشتی دارد.

corrosion in the gas flowline caused a significant pressure drop.

زه‌های گاز خط تولید باعث کاهش فشار معنی‌دار شد.

the flowline network connects multiple wells to the processing facility.

شبکه خط تولید چند چاه را به مراکز پردازشی متصل می‌کند.

flowline installation requires specialized equipment and trained personnel.

نصب خط تولید نیاز به تجهیزات ویژه و کارکنان آموزش دیده دارد.

regular inspection of flowline integrity is crucial for safety.

بررسی منظم سلامت خط تولید برای ایمنی حیاتی است.

flowline pressure must be monitored continuously during operation.

فشار خط تولید باید در طول عملکرد به طور مداوم نظارت شود.

temperature sensors are installed along the flowline to detect blockages.

سنسورهای دما در طول خط تولید نصب شده‌اند تا مسدود شدن را تشخیص دهند.

flowline connections are welded together to create a continuous pipeline.

اتصالات خط تولید با هم جوش داده می‌شوند تا یک لوله‌کشی پیوسته ایجاد شود.

the oil flowline extends from the wellhead to the storage tanks.

خط تولید نفت از سر چاه به مخازن ذخیره‌سازی گسترش می‌یابد.

advanced monitoring systems track flowline performance in real-time.

سیستم‌های نظارت پیشرفته عملکرد خط تولید را در زمان واقعی ردیابی می‌کنند.

flowline design must account for the specific properties of the transported fluid.

طراحی خط تولید باید به خصوصیات مایع حمل شده توجه کند.

the company invested heavily in flowline corrosion prevention measures.

شرکت به طور گسترده در اقدامات جلوگیری از زه‌های خط تولید سرمایه گذاری کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید