fluegelhorn

[ایالات متحده]/ˈfljuːɡəlhɔːn/
[بریتانیا]/ˈfluːɡəlˌhɔrn/

ترجمه

n. نوعی ساز برنجی مشابه ترومپت
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

fluegelhorn player

نوازنده هورنوفلوگل

fluegelhorn sound

صدای هورنوفلوگل

fluegelhorn music

موسیقی هورنوفلوگل

fluegelhorn solo

قطعه تک‌نفره هورنوفلوگل

fluegelhorn section

بخش هورنوفلوگل

fluegelhorn ensemble

اجرا گروهی هورنوفلوگل

fluegelhorn technique

تکنیک هورنوفلوگل

fluegelhorn tone

آهنگ هورنوفلوگل

fluegelhorn band

گروه هورنوفلوگل

fluegelhorn player’s

متعلق به نوازنده هورنوفلوگل

جملات نمونه

the fluegelhorn is a beautiful brass instrument.

فلوگل‌هور یک ساز برنجی زیبا است.

she played the fluegelhorn in the school band.

او فلوگل‌هور را در گروه مدرسه می‌نواخت.

learning to play the fluegelhorn requires dedication.

یادگیری نواختن فلوگل‌هور نیاز به تعهد دارد.

the fluegelhorn has a warm, mellow tone.

فلوگل‌هور صدایی گرم و دلنشین دارد.

many jazz musicians prefer the fluegelhorn for its sound.

بسیاری از نوازندگان جاز به دلیل صدای آن، فلوگل‌هور را ترجیح می‌دهند.

he bought a new fluegelhorn for the upcoming concert.

او یک فلوگل‌هور جدید برای کنسرت آینده خرید.

the fluegelhorn is often used in orchestras.

فلوگل‌هور اغلب در ارکسترها استفاده می‌شود.

she practices her fluegelhorn every day after school.

او هر روز بعد از مدرسه، فلوگل‌هور خود را تمرین می‌کند.

he has a passion for playing the fluegelhorn.

او شور و اشتیاقی برای نواختن فلوگل‌هور دارد.

the fluegelhorn section added richness to the performance.

بخش فلوگل‌هور غنای بیشتری به اجرا اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید